siss

[ایالات متحده]/sɪs/
[بریتانیا]/sɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مهارکننده سرم استرپتولیزین S
abbr. سیستم توقف هوشمند در حالت بیکار

عبارات و ترکیب‌ها

siss boom bah

siss boom bah

siss out loud

siss out loud

siss and tell

siss and tell

little siss

little siss

big siss

big siss

siss fit

siss fit

siss list

siss list

siss talk

siss talk

siss time

siss time

siss game

siss game

جملات نمونه

she always seems to siss when faced with challenges.

او همیشه به نظر می‌رسد که در برابر چالش‌ها ترسیده است.

he tried to siss out of doing the hard work.

او سعی کرد از انجام کار سخت فرار کند.

don't siss on your responsibilities.

در مورد مسئولیت‌های خود ترسیده نشوید.

she didn't siss when it came to speaking her mind.

وقتی صحبت از بیان عقیده بود، او ترسیده نبود.

he tends to siss during difficult conversations.

او در طول مکالمات دشوار تمایل به ترسیدن دارد.

it's important not to siss in front of your peers.

مهم است که در مقابل همسالان خود ترسیده نشوید.

she felt the urge to siss but pushed through the fear.

او احساس کرد که می‌خواهد بترسد، اما از ترس عبور کرد.

he would siss at the last moment before making a decision.

او در آخرین لحظه قبل از تصمیم‌گیری می‌ترسید.

don't let fear make you siss when taking risks.

اجازه ندهید ترس باعث شود که در هنگام ریسک کردن بترسید.

she decided to confront her fears instead of sissing.

او تصمیم گرفت به جای ترسیدن، با ترس‌های خود روبرو شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید