the character must overcome his childhood sissinesses to become a hero.
شخصیت باید از سیسیهای کودکی خود فراتر رود تا به یک герой تبدیل شود.
modern media often challenge traditional sissinesses in male characters.
رسانههای مدرن اغلب سیسیهای سنتی در شخصیتهای مردان را چالش میگیرند.
some cultures associate certain sissinesses with weakness.
بعضی فرهنگها سیسیهای خاصی را با ضعف مرتبط میکنند.
he rejected all sissinesses and embraced a tough persona.
او تمام سیسیهای خود را رد کرد و یک شخصیت سخت گیر پذیرفت.
the film critiques stereotypical sissinesses portrayed in earlier movies.
فیلم به سیسیهای معمولی که در فیلمهای قبلی نمایش داده شدهاند، انتقاد میکند.
military training aims to eliminate perceived sissinesses in recruits.
آموزشهای نظامی به منظور حذف سیسیهای درک شده در جنگجویان است.
his father criticized his sissinesses throughout his adolescence.
پدر او سیسیهای او را در طول دوران نوجوانیاش مورد انتقاد قرار داد.
society has slowly accepted that sissinesses are not character flaws.
جامعه به تدریج پذیرفته است که سیسیها عیبهای شخصیتی نیستند.
the play explores the evolution of masculine sissinesses over decades.
این بازیگری تغییرات سیسیهای مردانه را در طول دههها بررسی میکند.
some boys are bullied for displaying perceived sissinesses.
بعضی پسرها به دلیل نشان دادن سیسیهای درک شده مورد مذاق قرار میگیرند.
the character embraces his sissinesses as part of his identity.
شخصیت سیسیهای خود را به عنوان بخشی از هویت خود پذیرفته است.
critics noted the surprising absence of sissinesses in the action hero.
انتقادات به ناچاری از حضور سیسیها در شخصیت اصلی اکشن را نمیکنند.
the character must overcome his childhood sissinesses to become a hero.
شخصیت باید از سیسیهای کودکی خود فراتر رود تا به یک герой تبدیل شود.
modern media often challenge traditional sissinesses in male characters.
رسانههای مدرن اغلب سیسیهای سنتی در شخصیتهای مردان را چالش میگیرند.
some cultures associate certain sissinesses with weakness.
بعضی فرهنگها سیسیهای خاصی را با ضعف مرتبط میکنند.
he rejected all sissinesses and embraced a tough persona.
او تمام سیسیهای خود را رد کرد و یک شخصیت سخت گیر پذیرفت.
the film critiques stereotypical sissinesses portrayed in earlier movies.
فیلم به سیسیهای معمولی که در فیلمهای قبلی نمایش داده شدهاند، انتقاد میکند.
military training aims to eliminate perceived sissinesses in recruits.
آموزشهای نظامی به منظور حذف سیسیهای درک شده در جنگجویان است.
his father criticized his sissinesses throughout his adolescence.
پدر او سیسیهای او را در طول دوران نوجوانیاش مورد انتقاد قرار داد.
society has slowly accepted that sissinesses are not character flaws.
جامعه به تدریج پذیرفته است که سیسیها عیبهای شخصیتی نیستند.
the play explores the evolution of masculine sissinesses over decades.
این بازیگری تغییرات سیسیهای مردانه را در طول دههها بررسی میکند.
some boys are bullied for displaying perceived sissinesses.
بعضی پسرها به دلیل نشان دادن سیسیهای درک شده مورد مذاق قرار میگیرند.
the character embraces his sissinesses as part of his identity.
شخصیت سیسیهای خود را به عنوان بخشی از هویت خود پذیرفته است.
critics noted the surprising absence of sissinesses in the action hero.
انتقادات به ناچاری از حضور سیسیها در شخصیت اصلی اکشن را نمیکنند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید