| جمع | skags |
skag party
حزب اسکاگ
skag bag
کیف اسکاگ
skag head
سر اسکاگ
skag life
زندگی اسکاگ
skag deal
معامله اسکاگ
skag fight
درگیری اسکاگ
skag crew
گروه اسکاگ
skag show
نمایش اسکاگ
skag scene
صحنه اسکاگ
skag style
سبک اسکاگ
she was dressed like a skag at the party.
او مثل یک اسکاج در مهمانی لباس پوشیده بود.
don't be such a skag; clean up your room!
اینقدر اسکاج نباش؛ اتاق خودت را مرتب کن!
he called her a skag after their argument.
او بعد از بحثشان او را اسکاج صدا زد.
the skag in the corner of the bar was causing trouble.
اسکاج در گوشه بار باعث ایجاد دردسر بود.
she felt like a skag when she missed the bus.
وقتی اتوبوس را از دست داد احساس کرد مثل یک اسکاج است.
he acted like a skag during the meeting.
او در طول جلسه مثل یک اسکاج رفتار کرد.
they called him a skag for his rude behavior.
آنها او را به خاطر رفتار بی ادبانه اش اسکاج صدا زدند.
it's not nice to refer to someone as a skag.
اشاره به کسی به عنوان اسکاج خوشایند نیست.
the skag on the street was looking for trouble.
اسکاج در خیابان دنبال دردسر بود.
she tried to ignore the skag in the crowd.
او سعی کرد اسکاج را در جمعیت نادیده بگیرد.
skag party
حزب اسکاگ
skag bag
کیف اسکاگ
skag head
سر اسکاگ
skag life
زندگی اسکاگ
skag deal
معامله اسکاگ
skag fight
درگیری اسکاگ
skag crew
گروه اسکاگ
skag show
نمایش اسکاگ
skag scene
صحنه اسکاگ
skag style
سبک اسکاگ
she was dressed like a skag at the party.
او مثل یک اسکاج در مهمانی لباس پوشیده بود.
don't be such a skag; clean up your room!
اینقدر اسکاج نباش؛ اتاق خودت را مرتب کن!
he called her a skag after their argument.
او بعد از بحثشان او را اسکاج صدا زد.
the skag in the corner of the bar was causing trouble.
اسکاج در گوشه بار باعث ایجاد دردسر بود.
she felt like a skag when she missed the bus.
وقتی اتوبوس را از دست داد احساس کرد مثل یک اسکاج است.
he acted like a skag during the meeting.
او در طول جلسه مثل یک اسکاج رفتار کرد.
they called him a skag for his rude behavior.
آنها او را به خاطر رفتار بی ادبانه اش اسکاج صدا زدند.
it's not nice to refer to someone as a skag.
اشاره به کسی به عنوان اسکاج خوشایند نیست.
the skag on the street was looking for trouble.
اسکاج در خیابان دنبال دردسر بود.
she tried to ignore the skag in the crowd.
او سعی کرد اسکاج را در جمعیت نادیده بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید