skulds pain
درد اسکلد
skulds injury
آسیب اسکلد
skulds treatment
درمان اسکلد
skulds fracture
شکستگی اسکلد
skulds surgery
جراحی اسکلد
skulds therapy
درمانگرایی اسکلد
skulds support
حمایت اسکلد
skulds discomfort
ناراحتی اسکلد
skulds assessment
ارزیابی اسکلد
skulds mobility
تحرک اسکلد
she was burdened by her financial skulds.
او بار مالی سنگینی را به دوش میکشید.
he worked hard to pay off his skulds.
او سخت تلاش کرد تا بدهیهای خود را پرداخت کند.
the company's skulds increased after the expansion.
بدهیهای شرکت پس از گسترش افزایش یافت.
they sought advice to manage their skulds effectively.
آنها به دنبال مشاوره برای مدیریت موثر بدهیهای خود بودند.
her skulds were a constant source of stress.
بدهیهای او منبع دائمی استرس بودند.
he declared bankruptcy to escape his skulds.
او برای فرار از بدهیهای خود، اعلام ورشکستگی کرد.
understanding your skulds is crucial for financial health.
درک بدهیهای خود برای سلامت مالی بسیار مهم است.
the government introduced policies to help citizens with their skulds.
دولت سیاستهایی را برای کمک به شهروندان در پرداخت بدهیهایشان معرفی کرد.
she felt overwhelmed by her mounting skulds.
او احساس میکرد که بدهیهای رو به رشدش او را در بر گرفته است.
he learned to prioritize paying off his skulds first.
او یاد گرفت که اولویت پرداخت بدهیهای خود را در نظر بگیرد.
skulds pain
درد اسکلد
skulds injury
آسیب اسکلد
skulds treatment
درمان اسکلد
skulds fracture
شکستگی اسکلد
skulds surgery
جراحی اسکلد
skulds therapy
درمانگرایی اسکلد
skulds support
حمایت اسکلد
skulds discomfort
ناراحتی اسکلد
skulds assessment
ارزیابی اسکلد
skulds mobility
تحرک اسکلد
she was burdened by her financial skulds.
او بار مالی سنگینی را به دوش میکشید.
he worked hard to pay off his skulds.
او سخت تلاش کرد تا بدهیهای خود را پرداخت کند.
the company's skulds increased after the expansion.
بدهیهای شرکت پس از گسترش افزایش یافت.
they sought advice to manage their skulds effectively.
آنها به دنبال مشاوره برای مدیریت موثر بدهیهای خود بودند.
her skulds were a constant source of stress.
بدهیهای او منبع دائمی استرس بودند.
he declared bankruptcy to escape his skulds.
او برای فرار از بدهیهای خود، اعلام ورشکستگی کرد.
understanding your skulds is crucial for financial health.
درک بدهیهای خود برای سلامت مالی بسیار مهم است.
the government introduced policies to help citizens with their skulds.
دولت سیاستهایی را برای کمک به شهروندان در پرداخت بدهیهایشان معرفی کرد.
she felt overwhelmed by her mounting skulds.
او احساس میکرد که بدهیهای رو به رشدش او را در بر گرفته است.
he learned to prioritize paying off his skulds first.
او یاد گرفت که اولویت پرداخت بدهیهای خود را در نظر بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید