slaking

[ایالات متحده]/ˈsleɪkɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsleɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند کاهش شدت یا شدت چیزی
v. عمل راضی کردن یا فرو نشاندن

عبارات و ترکیب‌ها

slaking thirst

خوش کردن تشنگی

slaking fire

خاموش کردن آتش

slaking needs

برآورده کردن نیازها

slaking curiosity

ارضای کنجکاوی

slaking desire

ارضای میل

slaking soil

آبیاری خاک

slaking activity

کاهش فعالیت

slaking tension

کاهش تنش

slaking worries

کاهش نگرانی‌ها

slaking appetite

ارضای اشتها

جملات نمونه

slaking my thirst with a cold drink is refreshing.

آب نوشیدن سرد برای رفع تشنگی بسیار دلپذیر است.

after a long run, i enjoyed slaking my thirst at the fountain.

بعد از دویدن طولانی، از رفع تشنگی‌ام کنار فواره لذت بردم.

he was slaking his thirst for knowledge by reading extensively.

او با خواندن زیاد، عطش خود برای دانش را رفع می‌کرد.

the hikers found a stream for slaking their thirst.

گردشگران یک نهر برای رفع تشنگی‌شان پیدا کردند.

slaking my thirst with water is essential for my health.

نوشیدن آب برای رفع تشنگی برای سلامتی من ضروری است.

she was slaking her thirst for adventure by traveling the world.

او با سفر در سراسر جهان عطش خود برای ماجراجویی را رفع می‌کرد.

on hot days, slaking my thirst with lemonade is a must.

در روزهای گرم، رفع تشنگی با لیموناد ضروری است.

they were slaking their thirst with fresh coconut water.

آنها عطش خود را با آب نارگیل تازه رفع می‌کردند.

slaking his thirst for success, he worked late into the night.

او برای رفع عطش خود برای موفقیت، تا دیروقت شب کار می‌کرد.

the garden's fruits were perfect for slaking our thirst.

میوه‌های باغ برای رفع تشنگی ما عالی بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید