a tyre was slashed on my car.
تایر ماشین من پنچر شد.
they cut and slashed their way to the river.
آنها با برش و پاره کردن مسیر خود به سمت رودخانه رفتند.
she wore slashed jeans.
او جینهای پاره پوشیده بود.
he had his arm slashed open.
بازوی او بریده شده بود.
We slashed through the dense jungle.
ما از میان جنگل متراکم عبور کردیم.
He slashed his way through the bush.
او با برش زدن، از میان بوتهها عبور کرد.
He slashed the Administration for its policies.
او به دلیل سیاستهایش، دولت را مورد انتقاد قرار داد.
Vandals slashed the paintings with knives.
یاغیگریها نقاشیها را با چاقو پاره کردند.
Ebby's face had been slashed with broken glass.
چهره ابی با شیشه شکسته پاره شده بود.
the workforce has been slashed by 2,000.
تعداد نیروی کار 2000 نفر کاهش یافته است.
His face had been slashed with a razor-blade.
صورتش با تیغخنجر خراشی برداشت.
This week only, prices slashed!
فقط این هفته، قیمتها کاهش یافته است!
The work of the composer has been slashed by the reviewers.
اثر آهنگساز توسط منتقدان مورد انتقاد قرار گرفته است.
The scissors slashed his finger open.
قیچی انگشت او را پاره کرد.
He slashed the bark off the tree with his knife.
او با چاقو پوست درخت را پاره کرد.
Both banks have cumulatively slashed their key interest rates by more than the Federal Reserve and the European Central Bank (see chart).
هر دو بانک به طور تجمعی نرخ بهره کلیدی خود را بیش از بانک مرکزی ایالات متحده و بانک مرکزی اروپا کاهش دادهاند (به نمودار مراجعه کنید).
Today, we’ve slashed new infections among children in half.”
امروز، تعداد جدید مبتلایان در میان کودکان را به نصف کاهش دادهایم.
منبع: VOA Standard December 2014 CollectionThe good news is that the time required to do this is about to be slashed.
خبر خوب این است که زمان لازم برای انجام این کار به زودی کاهش خواهد یافت.
منبع: The Economist - TechnologyAnd Luik told me that NATO allies slashed the usual bureaucracy to speed up this process.
و لویک به من گفت که متحدان ناتو بوروکراسی معمول را کاهش دادند تا این روند را سرعت بخشند.
منبع: NPR News March 2022 CompilationThis question seems to pop up from time to time when budgets are being considered and slashed.
این سوال گاهی اوقات مطرح می شود زمانی که بودجه ها در حال بررسی و کاهش هستند.
منبع: The story of originIt's not my fault, your clients slashed her throat.
تقصیر من نیست، مشتریان شما گلویش را بریدند.
منبع: The Good Place Season 2" That was me, " he said. " I was slashed by a Hippogriff."
Output will be slashed by about a tenth of global supplies.
تولید به میزان حدود یک دهم از عرضه جهانی کاهش خواهد یافت.
منبع: BBC World HeadlinesAround the world, extreme poverty would be slashed, and more girls would begin to gain access to an education.
در سراسر جهان، فقر شدید کاهش می یابد و دختران بیشتری به آموزش دسترسی پیدا می کنند.
منبع: NewsweekIn 1981, only three years into his career, Bissell slashed his wrist.
در سال 1981، تنها سه سال پس از شروع حرفه اش، بیزل مچ دست خود را برید.
منبع: Modern University English Intensive Reading (2nd Edition) Volume 3BHP duly slashed its dividend by 74%.
بی اچ پی به طور مناسب سود سهام خود را 74 درصد کاهش داد.
منبع: The Economist (Summary)لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید