chopped

[ایالات متحده]/tʃɒpt/
[بریتانیا]/tʃɑːpt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته‌ی مشارکت chop

عبارات و ترکیب‌ها

chopped vegetables

سبزیجات خرد شده

chopped meat

گوشت خرد شده

chopped onions

پیاز خرد شده

chopped herbs

سبزجات خرد شده

chopped garlic

سیر خرد شده

chopped fruit

میوه خرد شده

chopped nuts

آجیل خرد شده

chopped chicken

مرغ خرد شده

chopped salad

سالاد خرد شده

chopped potatoes

سیب زمینی خرد شده

جملات نمونه

the vegetables were chopped finely for the salad.

سبزیجات را برای سالاد به خوبی خرد کرده بودند.

he chopped the wood to prepare for the winter.

او چوب را برای آمادگی برای زمستان خرد کرد.

the chef chopped the herbs to enhance the flavor.

سرآشپز برای افزایش طعم، سبزیجات را خرد کرد.

she chopped the fruit for the smoothie.

او میوه ها را برای اسموتی خرد کرد.

they chopped the paper into small pieces for recycling.

آنها کاغذ را به قطعات کوچک برای بازیافت خرد کردند.

the manager chopped the budget for the project.

مدیر بودجه پروژه را کاهش داد.

he chopped the meat into bite-sized pieces.

او گوشت را به قطعات کوچک خرد کرد.

the artist chopped the canvas to create a new piece.

هنرمند بوم را برای ایجاد یک قطعه جدید برش زد.

she chopped the onions, making her eyes water.

او پیازها را خرد کرد و باعث شد چشمانش اشک بیاورد.

he chopped down the tree to clear the space.

او درخت را برای باز کردن فضا قطع کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید