water slide
اسلاید آبی
slide down
لغزش
playground slide
سُرنگ بازیگاه
slide show
نمایش اسلاید
on the slide
روی سرسره
slide block
بلوک لغزنده
slide into
وارد شدن به لغزش
slide rail
ریل لغزنده
slide valve
دریچه لغزشی
slide way
مسیر لغزش
slide plate
صفحه لغزنده
slide fastener
سライド بست
slide projector
پروژکتور اسلاید
slide guide
راهنمای لغزش
slide over
روی آن سر بخوردن
glass slide
اسلاید شیشه ای
slide bearing
یاتاقان لغزشی
slide gate
درگاه لغزشی
microscope slide
اسلاید میکروسکوپ
slide switch
کلید لغزشی
slide up
بالا رفتن
slide into bad habits
لغزش به سمت عادتهای بد
slide sth. into a drawer
چیزی را داخل کشوی قرار دهید
have a slide on the ice
روی یخ سر میخوردن
the current slide in house prices.
نوسان فعلی در قیمت خانه ها.
a precipitous slide in the government's popularity.
کاهش شدید و ناگهانی محبوبیت دولت.
I'd been playing slide for years.
من سالهاست که دارم اسلاید بازی میکنم.
projected the slide onto a screen.
اسلاید را روی صفحه نمایش نشان داد.
a submarine gliding through the water.See Synonyms at slide
یک زیردریایی که در حال سر خوردن در آب است.برای یافتن مترادف ها به slide مراجعه کنید
The truck skidded on a patch of ice.See Synonyms at slide
کامیون روی یک لکه یخ سر خورد. برای مترادف ها به اسلاید مراجعه کنید
The piston slides noiselessly up and down.
پیستون به آرامی و بیصدا بالا و پایین میلغزد.
A light pointer is often useful with a slide projector.
یک نشانگر کوچک معمولاً هنگام استفاده از پروژکتور اسلاید مفید است.
her marriage continued to slide downhill.
ازدواج او همچنان به سمت نزول پیش رفت.
my slide shows went down reasonably well.
نمایش اسلایدهای من به طور منطقی خوب پیش رفت.
he is too good a player to slide into obscurity.
او بازیکن خوبی است که به فراموشی نرود.
introduced the slide show with an orienting talk.
ارائه اسلاید را با یک صحبت راهنما آغاز کرد.
use an ice axe to halt a slide on ice and snow.
برای متوقف کردن سر خوردن روی یخ و برف از تبر یخی استفاده کنید.
angular wheel slide grinding machine external
ماشین سنگ زنی خارجی با چرخ دندهای زاویهدار
This is the cross slide feedscrew and two homemade setscrew collars.
این پیچومه راهنما و دو عدد بستکلاچ خانگی است.
Turn the slides right-side up in the projector.
اسلایدها را در پروژکتور به سمت بالا بچرخانید.
I have one slide for this talk.
من یک اسلاید برای این سخنرانی دارم.
منبع: TED Talks (Audio Version) May 2015 CompilationSnail slime is a lubricating mucus the animals ooze as they slide along.
چسب سینه حلزون یک مخاط روان کننده است که حیوانات هنگام حرکت روی آن ترشح می کنند.
منبع: Science in 60 Seconds November 2018 CompilationThat's going to slide right through me.
آن از من عبور خواهد کرد.
منبع: Listening DigestSomething could've happened. She really dug my slides.
شاید اتفاقی افتاده باشد. او واقعاً اسلایدهای من را دوست داشت.
منبع: Friends Season 6No, it's not. I've got five more slides.
نه، اینطور نیست. من پنج اسلاید دیگر دارم.
منبع: The Big Bang Theory Season 3Another fun job includes testing water slides.
یکی دیگر از کارهای سرگرم کننده شامل آزمایش سرسره های آب است.
منبع: Workplace Self-Improvement GuideOpening the doors automatically inflates the evacuation slides.
باز کردن درها به طور خودکار سرسره های تخلیه را متورم می کند.
منبع: Learn English through advertisements.Create your content first, design your slides last.
ابتدا محتوای خود را ایجاد کنید، طراحی اسلایدها را در آخر انجام دهید.
منبع: Stanford Open Course: How to Communicate EffectivelyBut rain threatened to touch off new slides.
اما باران تهدید کرد که باعث ایجاد اسلایدهای جدید شود.
منبع: PBS English NewsFeet are staying flexed, I'm slowly sliding down.
پاهایم در حالت انعطاف باقی می مانند، من به آرامی در حال سر خوردن هستم.
منبع: Andrian's yoga classلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید