smegmas

[ایالات متحده]/ˈsmɛɡ.məz/
[بریتانیا]/ˈsmɛɡ.məs/

ترجمه

n. ترشحاتی که در چین‌های ناحیه تناسلی جمع می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

clean smegmas

پاک کردن اسماگما

remove smegmas

حذف اسماگما

smegmas buildup

تجمع اسماگما

smegmas odor

بوی اسماگما

smegmas infection

عفونت اسماگما

smegmas hygiene

بهداشت اسماگما

smegmas treatment

درمان اسماگما

smegmas removal

جدا کردن اسماگما

smegmas symptoms

علائم اسماگما

smegmas care

مراقبت از اسماگما

جملات نمونه

he discovered smegmas during his medical examination.

او در طول معاینه پزشکی خود به کشف اسمگماها پی برد.

proper hygiene can prevent the buildup of smegmas.

بهداشت مناسب می تواند از تجمع اسمگماها جلوگیری کند.

the doctor explained what smegmas are to the patient.

پزشک به بیمار توضیح داد که اسمگما چیست.

men should regularly clean to avoid smegmas.

مردان باید به طور مرتب تمیز کنند تا از اسمگماها جلوگیری کنند.

ignoring smegmas can lead to infections.

نادیده گرفتن اسمگماها می تواند منجر به عفونت شود.

he was embarrassed to talk about smegmas.

او برای صحبت کردن در مورد اسمگماها خجالت می کشید.

there are myths surrounding the topic of smegmas.

در مورد موضوع اسمگماها، باورهای غلط وجود دارد.

education on smegmas is important for men's health.

آموزش در مورد اسمگماها برای سلامت مردان مهم است.

smegmas can be a sensitive topic for some individuals.

اسمگماها می توانند موضوعی حساس برای برخی افراد باشند.

he learned about smegmas in his biology class.

او در کلاس زیست شناسی خود در مورد اسمگماها یاد گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید