snowgun fire
پرتاب گلولههای برفی
snowguns blasting
پرتاب گلولههای برفی
snowgunning season
فصل پرتاب گلولههای برفی
snowgunned target
هدفی که با گلولههای برفی مورد هدف قرار گرفته است
my snowgun
گلولهپرتاب برفی من
snowgun battle
نبرد با گلولههای برفی
snowgun ammo
munition گلولههای برفی
with snowgun
با گلولهپرتاب برفی
snowgun range
محدوده گلولهپرتاب برفی
snowgunned down
به وسیله گلولههای برفی سرنگون شده
the resort invested in a new high-pressure snowgun for the season.
تالار تفریحی در طول فصل در یک گان سرمایی جدید با فشار بالا سرمایه گذاری کرد.
workers positioned the automated snowgun along the ski slope.
کارگران گان سرمایی خودکار را در طول پیست اسکی قرار دادند.
adjusting the snowgun nozzle changes the texture of the artificial snow.
تغییر نازل گان سرمایی باعث تغییر بافت برف مصنوعی می شود.
the snowgun requires both water and compressed air to function.
گان سرمایی به هم زمان آب و هوا فشرده برای کارکرد نیاز دارد.
temperatures dropped significantly, allowing the snowgun to operate all night.
دمای هوا به طور قابل توجهی کاهش یافت و این امکان را فراهم کرد تا گان سرمایی تمام شب کار کند.
maintenance crews repaired the broken snowgun before the weekend.
تیم های نگهداری قبل از انتهای هفته گان سرمایی معیوب را تعمیر کردند.
each snowgun is connected to a central water pipeline on the mountain.
هر گان سرمایی به یک لوله گذاری آب مرکزی روی کوه متصل است.
the mobile snowgun allows the team to target specific areas.
گان سرمایی متحرک به تیم امکان می دهد تا مناطق خاصی را هدف قرار دهند.
operating a snowgun efficiently depends on the wet-bulb temperature.
کارایی گان سرمایی به دمای گلوله مرطوب وابسته است.
the loud hum of the snowgun echoed across the valley.
صوت بلند گان سرمایی در طول دشت تکان داده شد.
they use a fan-type snowgun for wider coverage on the runs.
آنها برای پوشش گسترده تر در مسیرها از یک گان سرمایی نوع فن استفاده می کنند.
the snowgun produced a fine layer of powder over the ice.
گان سرمایی یک لایه نازک پودر روی یخ تولید کرد.
snowgun fire
پرتاب گلولههای برفی
snowguns blasting
پرتاب گلولههای برفی
snowgunning season
فصل پرتاب گلولههای برفی
snowgunned target
هدفی که با گلولههای برفی مورد هدف قرار گرفته است
my snowgun
گلولهپرتاب برفی من
snowgun battle
نبرد با گلولههای برفی
snowgun ammo
munition گلولههای برفی
with snowgun
با گلولهپرتاب برفی
snowgun range
محدوده گلولهپرتاب برفی
snowgunned down
به وسیله گلولههای برفی سرنگون شده
the resort invested in a new high-pressure snowgun for the season.
تالار تفریحی در طول فصل در یک گان سرمایی جدید با فشار بالا سرمایه گذاری کرد.
workers positioned the automated snowgun along the ski slope.
کارگران گان سرمایی خودکار را در طول پیست اسکی قرار دادند.
adjusting the snowgun nozzle changes the texture of the artificial snow.
تغییر نازل گان سرمایی باعث تغییر بافت برف مصنوعی می شود.
the snowgun requires both water and compressed air to function.
گان سرمایی به هم زمان آب و هوا فشرده برای کارکرد نیاز دارد.
temperatures dropped significantly, allowing the snowgun to operate all night.
دمای هوا به طور قابل توجهی کاهش یافت و این امکان را فراهم کرد تا گان سرمایی تمام شب کار کند.
maintenance crews repaired the broken snowgun before the weekend.
تیم های نگهداری قبل از انتهای هفته گان سرمایی معیوب را تعمیر کردند.
each snowgun is connected to a central water pipeline on the mountain.
هر گان سرمایی به یک لوله گذاری آب مرکزی روی کوه متصل است.
the mobile snowgun allows the team to target specific areas.
گان سرمایی متحرک به تیم امکان می دهد تا مناطق خاصی را هدف قرار دهند.
operating a snowgun efficiently depends on the wet-bulb temperature.
کارایی گان سرمایی به دمای گلوله مرطوب وابسته است.
the loud hum of the snowgun echoed across the valley.
صوت بلند گان سرمایی در طول دشت تکان داده شد.
they use a fan-type snowgun for wider coverage on the runs.
آنها برای پوشش گسترده تر در مسیرها از یک گان سرمایی نوع فن استفاده می کنند.
the snowgun produced a fine layer of powder over the ice.
گان سرمایی یک لایه نازک پودر روی یخ تولید کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید