sob

[ایالات متحده]/sɒb/
[بریتانیا]/sɑːb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. با صدای بلند گریه کردن؛ در حین گریه کردن به طور بلند نفس کشیدن
vt. به طور بلند گریه یا شکایت کردن
n. یک گریه بلند که در حین نفس کشیدن انجام می‌شود؛ صدایی که در حین گریه کردن تولید می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

choked with sobs

خفه شده از گریه

sobbing quietly

به آرامی گریه می‌کرد

heart-wrenching sobs

گریه‌های جانسوز

sob story

داستان غم‌انگیز

جملات نمونه

sob oneself to sleep.

گریه کردن تا به خواب برود.

a sober view of life.

دیدگاهی ممتنع از زندگی.

a sober grey suit.

یک کت و شلوار خاکستری باوقار

gave a sober assessment of the situation.

یک ارزیابی واقع بینانه از وضعیت ارائه داد.

the usually sober attire of British security service personnel.

لباس معمولاً محافظه کارانه پرسنل خدمات امنیتی بریتانیا.

a sob escaped her lips.

یک آه از لبانش بیرون آمد.

with a sob of despair she threw herself on to the bed.

با آهی از ناامیدی خود را روی تخت انداخت.

I wish those noisy children would sober down.

ای کاش آن بچه های پر سر و صدا کمی آرام می شدند.

The man was still sober when he went home.

مرد هنوز هوشیار بود وقتی به خانه رفت.

cut the sob stuff and tell me what happened that night.

صحبت های احساسی را کنار بگذارید و به من بگویید آن شب چه اتفاقی افتاد.

more sober views were vindicated by events.

دیدگاه های ممتنع تر توسط وقایع تایید شد.

I was driving, so of course I was sober as a judge.

من رانندگی می کردم، بنابراین البته من به اندازه یک قاضی هوشیار بودم.

Miserable sobs were heard to proceed from the next room.

آه های غمگین از اتاق بعدی شنیده می شد.

The child started to sob when he couldn't find his mother.

بچه شروع به گریه کرد وقتی مادرش را پیدا نمی کرد.

He talked to us in a sober friendly fashion.

او با لحنی دوستانه و ممتنع با ما صحبت کرد.

Character sober、principled、responsibility rather better,thole.

شخصیت باوقار، اصولی، مسئولیت‌پذیر، بهتر از تحمل.

نمونه‌های واقعی

To his right, Hermione gave a dry sob.

در سمت راست او، هرمیون یک آه سوزناک داد.

منبع: 3. Harry Potter and the Prisoner of Azkaban

" But he won't succeed! " sobbed Narcissa.

" اما او موفق نخواهد شد!" نارسیسا ناله کرد.

منبع: Harry Potter and the Half-Blood Prince

The disappointed boy gulped down a sob and tried to smile.

پسر ناامید، یک آه سوزناک را فرو برد و سعی کرد لبخند بزند.

منبع: High-frequency vocabulary in daily life

I was sitting on the floor just sobbing.

من روی زمین نشسته بودم و فقط ناله می‌کردم.

منبع: CNN 10 Student English March 2020 Compilation

Yeah. I could tell from the way that you were sobbing during takeoff.

بله. می‌توانستم بفهمم از نحوه ناله کردن شما در هنگام برخاستن.

منبع: MBTI Personality Types Guide

And she covered her face with her hands and sobbed.

و او دست‌هایش را روی صورتش گذاشت و ناله کرد.

منبع: "Education of Love" January

Ron kept swearing at the top of his voice, and Hermione seemed to be sobbing.

رون با تمام وجود فحاشی می‌کرد و به نظر می‌رسید که هرمیون ناله می‌کند.

منبع: 7. Harry Potter and the Deathly Hallows

Today, he's back behind bars. Outside the courtroom, Fahmy's wife, Marwa Omara, sobbed.

امروز، او دوباره پشت میله‌های زندان است. بیرون از دادگاه، همسر فहमी، ماروا عماره، ناله کرد.

منبع: NPR News August 2015 Compilation

Harry heard a muffled sob to his left and looked around.

هری صدای ناله خفه‌ای را در سمت چپ خود شنید و نگاه کرد.

منبع: 5. Harry Potter and the Order of the Phoenix

She turned towards him with a sob.

او با ناله به سمت او چرخید.

منبع: Madame Bovary (Part One)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید