sociale

[ایالات متحده]//səʊʃiˈæl//
[بریتانیا]//soʊʃiˈæl//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویداد اجتماعی
شکل‌های واژه
جمعsociales

جملات نمونه

il responsabile sociale ha presentato il rapporto annuale.

مسئول اجتماعی گزارش سالانه را ارائه کرد.

la rete sociale è molto popolare tra i giovani.

شبکه اجتماعی بین جوانان بسیار محبوب است.

il media sociale cambia il modo di comunicare.

رسانه اجتماعی نحوه ارتباط را تغییر می‌دهد.

la sicurezza sociale è un diritto fondamentale.

امنیت اجتماعی یک حقوق پایه است.

il servizio sociale aiuta le comunità bisognose.

خدمت اجتماعی به جوامع نیازمند کمک می‌کند.

l'assistente sociale incontra i clienti ogni settimana.

کارگزار اجتماعی هر هفته با مشتریان ملاقات می‌کند.

il problema sociale richiede attenzione immediata.

مشکل اجتماعی نیاز به توجه فوری دارد.

la politica sociale del governo è efficace.

سیاست اجتماعی دولت مؤثر است.

il lavoro sociale è molto gratificante.

کار اجتماعی بسیار جایگزین است.

la dimensione sociale della crisi è evidente.

بعد اجتماعی بحران آشکار است.

il capitale sociale strengthen le relazioni comunitarie.

پایگاه اجتماعی روابط جامعه را تقویت می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید