solderers

[ایالات متحده]/ˈsɒdə.rər/
[بریتانیا]/ˈsɑːdərər/

ترجمه

n. فردی که لحیم‌کاری می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

solderer job

شغل لحیم‌کار

solderer skills

مهارت‌های لحیم‌کار

solderer tools

ابزارهای لحیم‌کار

solderer position

موقعیت لحیم‌کار

solderer training

آموزش لحیم‌کار

solderer duties

وظایف لحیم‌کار

solderer experience

تجربه لحیم‌کار

solderer certification

گواهینامه لحیم‌کار

solderer techniques

تکنیک‌های لحیم‌کار

solderer safety

ایمنی لحیم‌کار

جملات نمونه

the solderer carefully joined the metal pieces together.

جوشکار با دقت قطعات فلزی را به هم متصل کرد.

a skilled solderer can create strong connections.

یک جوشکار ماهر می تواند اتصالات قوی ایجاد کند.

the solderer used a soldering iron to fix the circuit board.

جوشکار از یک هویه برای تعمیر برد مدار استفاده کرد.

training is essential for becoming a proficient solderer.

آموزش برای تبدیل شدن به یک جوشکار ماهر ضروری است.

the solderer worked on assembling the electronic components.

جوشکار در حال مونتاژ قطعات الکترونیکی بود.

safety gear is important for a solderer to prevent injuries.

تجهیزات ایمنی برای جلوگیری از آسیب دیدگی برای یک جوشکار مهم است.

many companies require solderers to have certification.

بسیاری از شرکت ها نیاز دارند جوشکاران دارای گواهینامه باشند.

the solderer checked the quality of the joints after finishing.

جوشکار پس از اتمام کار کیفیت اتصالات را بررسی کرد.

experience as a solderer can lead to better job opportunities.

تجربه به عنوان جوشکار می تواند منجر به فرصت های شغلی بهتر شود.

the solderer's workstation was organized and efficient.

ایستگاه کار جوشکار سازمان یافته و کارآمد بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید