soldierships

[ایالات متحده]/ˈsəʊldʒəʃɪps/
[بریتانیا]/ˈsoʊldərʃɪps/

ترجمه

n. وظایف یا مسئولیت‌های نظامی

عبارات و ترکیب‌ها

brave soldierships

سربازانی شجاع

noble soldierships

سربازانی اصیل

loyal soldierships

سربازانی وفادار

valiant soldierships

سربازانی دلیر

elite soldierships

سربازانی نخبه

skilled soldierships

سربازانی ماهر

dedicated soldierships

سربازانی متعهد

honorable soldierships

سربازانی با شرافت

experienced soldierships

سربازانی باتجربه

fearless soldierships

سربازانی بی‌بدیل

جملات نمونه

his commitment to soldierships is admirable.

تعهد او به خدمت نظامي قابل تحسین است.

soldierships require discipline and dedication.

خدمت نظامي نیاز به نظم و تعهد دارد.

she values the principles of soldierships in her career.

او اصول خدمت نظامي را در حرفه خود ارج می‌نهد.

many young people aspire to a life of soldierships.

بسیاری از جوانان به زندگی در خدمت نظامي علاقه دارند.

soldierships often involve teamwork and camaraderie.

خدمت نظامي اغلب شامل کار گروهی و رفاقت است.

he learned valuable skills through his soldierships.

او مهارت‌های ارزشمندی را از طریق خدمت نظامي خود آموخت.

soldierships can be a path to personal growth.

خدمت نظامي می‌تواند راهی برای رشد شخصی باشد.

she respects those who choose a life of soldierships.

او به کسانی که زندگی در خدمت نظامي را انتخاب می‌کنند احترام می‌گذارد.

through soldierships, he found a sense of purpose.

از طریق خدمت نظامي، او معنایی برای زندگی خود یافت.

soldierships teach resilience and leadership skills.

خدمت نظامي تاب‌آوری و مهارت‌های رهبری را آموزش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید