the somestheses
سوماتسزس
somestheses emerge
سوماتسزس ظهور میکنند
new somestheses
سوماتسزس جدید
deep somestheses
سوماتسزس عمیق
the doctor assessed the patient's somestheses after the accident.
پزشک پس از حادثه، سوماتوسزهای بیمار را ارزیابی کرد.
damage to the thalamus can disrupt somestheses significantly.
آسیب به تالاموس میتواند سوماتوسزهای فرد را به طور قابل توجهی مختل کند.
neurologists study somestheses to understand sensory processing.
نورولوژیستها سوماتوسزهای را مطالعه میکنند تا فرآیند پردازش حسی را درک کنند.
impaired somestheses often result from peripheral nerve damage.
اختلال در سوماتوسزهای اغلب از آسیب به عصبهای اطراف ناشی میشود.
research regarding somestheses includes tactile and thermal inputs.
پژوهشهای مربوط به سوماتوسزهای شامل ورودیهای لمسی و حرارتی میشود.
tests for somestheses involve identifying objects by touch.
آزمایشهای مربوط به سوماتوسزهای شامل شناسایی اشیاء از طریق لمس است.
cognitive science explores how the brain interprets somestheses.
علوم شناختی به دنبال بررسی اینکه مغز چگونه سوماتوسزهای را تفسیر میکند.
the complex integration of somestheses occurs in the cortex.
این ترکیب پیچیده سوماتوسزهای در کورتکس انجام میشود.
clinical examinations check somestheses for signs of neuropathy.
بررسیهای بالینی سوماتوسزهای را برای نشانههای نeuropathy بررسی میکنند.
disorders of somestheses can affect proprioception and balance.
اختلالات سوماتوسزهای میتوانند حس موقعیت بدن و تعادل را تحت تأثیر قرار دهند.
medical students learned about somestheses during the lecture.
دانشجویان پزشکی در حین درس، درباره سوماتوسزهای یاد گرفتند.
the patient reported diminished somestheses in his left hand.
بیمار گزارش داد که سوماتوسزهای دست چپش کاهش یافته است.
the somestheses
سوماتسزس
somestheses emerge
سوماتسزس ظهور میکنند
new somestheses
سوماتسزس جدید
deep somestheses
سوماتسزس عمیق
the doctor assessed the patient's somestheses after the accident.
پزشک پس از حادثه، سوماتوسزهای بیمار را ارزیابی کرد.
damage to the thalamus can disrupt somestheses significantly.
آسیب به تالاموس میتواند سوماتوسزهای فرد را به طور قابل توجهی مختل کند.
neurologists study somestheses to understand sensory processing.
نورولوژیستها سوماتوسزهای را مطالعه میکنند تا فرآیند پردازش حسی را درک کنند.
impaired somestheses often result from peripheral nerve damage.
اختلال در سوماتوسزهای اغلب از آسیب به عصبهای اطراف ناشی میشود.
research regarding somestheses includes tactile and thermal inputs.
پژوهشهای مربوط به سوماتوسزهای شامل ورودیهای لمسی و حرارتی میشود.
tests for somestheses involve identifying objects by touch.
آزمایشهای مربوط به سوماتوسزهای شامل شناسایی اشیاء از طریق لمس است.
cognitive science explores how the brain interprets somestheses.
علوم شناختی به دنبال بررسی اینکه مغز چگونه سوماتوسزهای را تفسیر میکند.
the complex integration of somestheses occurs in the cortex.
این ترکیب پیچیده سوماتوسزهای در کورتکس انجام میشود.
clinical examinations check somestheses for signs of neuropathy.
بررسیهای بالینی سوماتوسزهای را برای نشانههای نeuropathy بررسی میکنند.
disorders of somestheses can affect proprioception and balance.
اختلالات سوماتوسزهای میتوانند حس موقعیت بدن و تعادل را تحت تأثیر قرار دهند.
medical students learned about somestheses during the lecture.
دانشجویان پزشکی در حین درس، درباره سوماتوسزهای یاد گرفتند.
the patient reported diminished somestheses in his left hand.
بیمار گزارش داد که سوماتوسزهای دست چپش کاهش یافته است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید