somniloquist

[ایالات متحده]/ˌsɒmnɪˈlɒkwɪst/
[بریتانیا]/ˌsɑːmnɪˈlɪkwɪst/

ترجمه

n. فردی که در خواب صحبت می‌کند؛ فردی که در حین خواب صحبت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

somniloquist performance

اجرای خواب‌گرد

somniloquist skills

مهارت‌های خواب‌گرد

somniloquist behavior

رفتار خواب‌گرد

somniloquist tendencies

گرایش‌های خواب‌گرد

somniloquist therapy

درمان خواب‌گردی

somniloquist habits

عادت‌های خواب‌گرد

somniloquist phenomenon

پدیده‌ی خواب‌گردی

somniloquist dreams

خواب‌های خواب‌گرد

somniloquist analysis

تحلیل خواب‌گردی

somniloquist studies

مطالعات خواب‌گردی

جملات نمونه

she is a talented somniloquist who talks in her sleep.

او یک خواب‌گوی با استعداد است که در خواب حرف می‌زند.

being a somniloquist can be quite entertaining for friends.

خواب‌گویی می‌تواند برای دوستان بسیار سرگرم‌کننده باشد.

he discovered he was a somniloquist after his roommate recorded him.

او متوجه شد که خواب‌گو است پس از اینکه هم‌اتاقش او را ضبط کرد.

many somniloquists are unaware of their nighttime conversations.

بسیاری از خواب‌گوها از مکالمات شبانه‌شان بی‌خبرند.

her somniloquist tendencies often lead to amusing stories.

گرایش‌های خواب‌گویی او اغلب منجر به داستان‌های خنده‌دار می‌شود.

he often shares his experiences as a somniloquist at parties.

او اغلب تجربیات خود را به عنوان یک خواب‌گو در مهمانی‌ها به اشتراک می‌گذارد.

being a somniloquist can sometimes be embarrassing.

خواب‌گویی گاهی اوقات می‌تواند خجج‌آور باشد.

she recorded her somniloquist episodes to understand them better.

او قسمت‌های خواب‌گویی خود را ضبط کرد تا بهتر آن‌ها را درک کند.

somniloquists may reveal their secrets while they sleep.

خواب‌گوها ممکن است در حالی که می‌خوابند، رازهای خود را فاش کنند.

his somniloquist habits puzzled his family.

عادت‌های خواب‌گویی او خانواده‌اش را متحیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید