songfulness

[ایالات متحده]/ˈsɒŋfəlnəs/
[بریتانیا]/ˈsɔŋfəlnəs/

ترجمه

n. ویژگی یا حالت آهنگین بودن؛ خوش‌آهنگی.
Word Forms

جملات نمونه

the singer's performance was filled with incredible songfulness.

اجای موسیقی خواننده پر از شور و حال بود.

her voice has a natural songfulness that captivates audiences.

صدای او دارای شور و حالی طبیعی است که مخاطبان را مجذوب خود می‌کند.

the choir brought remarkable songfulness to the traditional hymn.

گروه کر شور و حال چشمگیری را به سرود سنتی آورد.

there is an undeniable songfulness in his acoustic melodies.

در ملودی‌های آکوستیک او شور و حالی انکارناپذیر وجود دارد.

the album is notable for its emotional songfulness.

این آلبوم به خاطر شور و حال احساسی‌اش قابل توجه است.

young musicians often lack the songfulness of seasoned performers.

موسیقیدانان جوان اغلب فاقد شور و حال نوازندگان با تجربه هستند.

the folk tradition preserves a beautiful songfulness.

این سنت محلی یک شور و حال زیبا را حفظ می‌کند.

critics praised the album's raw songfulness and authenticity.

منتقدان از شور و حال خام و اصالت آلبوم تحسین کردند.

the melody possessed a haunting songfulness.

این ملودی دارای شور و حالی دلخراش بود.

he played with remarkable songfulness and technical skill.

او با شور و حال و مهارت فنی قابل توجهی نواخت.

the band displayed unexpected songfulness on their latest track.

گروه در آخرین قطعه خود شور و حالی غیرمنتظره نشان داد.

traditional irish music maintains its distinctive songfulness.

موسیقی سنتی ایرلندی شور و حال متمایز خود را حفظ می‌کند.

the songwriter infused the ballad with genuine songfulness.

نویسنده ترانه با شور و حال واقعی ترانه را پر کرد.

her performance captured the true songfulness of the blues.

اجای او به درستی شور و حال بلوز را به تصویر کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید