sooting

[ایالات متحده]/ˈsuːtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈsuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. شکل حال استمراری دوده؛ کثیف کردن با دوده؛ کثیف کردن با دوده؛ سیاه کردن با دود
n. دوده سیاه یا باقی‌مانده دود

عبارات و ترکیب‌ها

sooting agent

عامل دود

sooting process

فرآیند دود

sooting effects

اثرات دود

sooting emissions

گازهای دود

sooting materials

مواد دود

sooting characteristics

ویژگی‌های دود

sooting levels

سطح دود

sooting reduction

کاهش دود

sooting analysis

تجزیه و تحلیل دود

sooting control

کنترل دود

جملات نمونه

the fireplace was sooting the walls with smoke.

شومینه دیوارها را با دود سیاه می‌کرد.

he noticed the sooting on the ceiling after the fire.

او متوجه سیاهی روی سقف بعد از آتش شد.

the sooting from the candles left a residue.

سیاهی ناشی از شمع‌ها یک رسوب از خود باقی گذاشت.

they cleaned the sooting from the kitchen exhaust.

آنها سیاهی را از سیستم اگزوز آشپزخانه پاک کردند.

after the barbecue, there was sooting on the patio.

بعد از باربیکیو، سیاهی روی پاسیو وجود داشت.

the sooting of the old chimney needed attention.

سیاهی دودکش قدیمی نیاز به رسیدگی داشت.

she wiped away the sooting from the picture frame.

او سیاهی را از قاب عکس پاک کرد.

he was worried about the sooting affecting the air quality.

او نگران بود که سیاهی بر کیفیت هوا تأثیر بگذارد.

the sooting on the car's hood indicated a problem.

سیاهی روی کاپوت ماشین نشان دهنده یک مشکل بود.

they discovered sooting in the attic after the storm.

آنها پس از طوفان سیاهی را در زیرزمین کشف کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید