soundman

[ایالات متحده]/ˈsaʊndmən/
[بریتانیا]/ˈsaʊndmən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخص مسئول برای افکت‌های صوتی
Word Forms
جمعsoundmen

عبارات و ترکیب‌ها

soundman job

وظیفه صدا

soundman skills

مهارت‌های صدا

soundman equipment

تجهیزات صدا

soundman role

نقش صدا

soundman duties

وظایف صدا

soundman training

آموزش صدا

soundman team

تیم صدا

soundman services

خدمات صدا

soundman freelance

آزادکاری صدا

soundman interview

مصاحبه با صدا

جملات نمونه

the soundman adjusted the microphone levels for the recording.

صدابردار سطوح میکروفون را برای ضبط تنظیم کرد.

every film set needs a skilled soundman to capture the audio.

هر مجموعه فیلم به یک صدابردار ماهر برای ضبط صدا نیاز دارد.

the soundman worked late into the night to finish the project.

صدابردار تا دیروقت شب برای اتمام پروژه کار کرد.

during the concert, the soundman ensured everything ran smoothly.

در طول کنسرت، صدابردار اطمینان حاصل کرد که همه چیز به خوبی پیش می رود.

the soundman is responsible for mixing the audio tracks.

صدابردار مسئول میکس ترک های صوتی است.

he learned the trade by assisting an experienced soundman.

او با کمک یک صدابردار با تجربه این حرفه را یاد گرفت.

the soundman used various tools to enhance the sound quality.

صدابردار از ابزارهای مختلف برای بهبود کیفیت صدا استفاده کرد.

before the show, the soundman performed a sound check.

قبل از شروع نمایش، صدابردار یک تست صدا انجام داد.

she praised the soundman for his excellent work during the event.

او از صدابردار برای کار عالی او در طول رویداد قدردانی کرد.

the soundman collaborated closely with the director to achieve the desired effects.

صدابردار برای دستیابی به جلوه های مورد نظر، به طور نزدیک با کارگردان همکاری کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید