soybeans

[ایالات متحده]/ˈsɔɪbiːnz/
[بریتانیا]/ˈsɔɪbiːnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع سویا، نوعی حبوبات؛ لوبیاهای زرد؛ سویاها

عبارات و ترکیب‌ها

soybeans oil

روغن سویا

soybeans meal

تفاله سویا

soybeans protein

پروتئین سویا

soybeans crop

محصول سویا

soybeans market

بازار سویا

soybeans export

صادرات سویا

soybeans farming

کشاورزی سویا

soybeans harvest

برداشت سویا

soybeans products

محصولات سویا

soybeans industry

صنعت سویا

جملات نمونه

many farmers grow soybeans as a cash crop.

بسیاری از کشاورزان سویا را به عنوان محصول نقدی کشت می‌کنند.

soybeans are a rich source of protein.

سویا منبع غنی پروتئین است.

she prefers soybeans over other legumes.

او سویا را بر حبوبات دیگر ترجیح می‌دهد.

they use soybeans to make tofu and soy milk.

آنها از سویا برای تهیه توفو و شیر سویا استفاده می‌کنند.

in some cultures, soybeans are considered a staple food.

در برخی فرهنگ‌ها، سویا به عنوان غذای اصلی در نظر گرفته می‌شود.

the demand for soybeans has increased globally.

تقاضا برای سویا در سطح جهانی افزایش یافته است.

farmers are exploring new ways to cultivate soybeans.

کشاورزان در حال بررسی روش‌های جدید برای کشت سویا هستند.

soybeans can be used to produce biodiesel.

می‌توان از سویا برای تولید بیودیزل استفاده کرد.

they are researching the health benefits of soybeans.

آنها در حال تحقیق در مورد فواید سویا برای سلامتی هستند.

eating soybeans may help lower cholesterol levels.

خوردن سویا ممکن است به کاهش سطح کلسترول کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید