spams

[ایالات متحده]/spæmz/
[بریتانیا]/spæmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کمره‌های ادویه‌دار؛ گوشت کنسروی؛ ایمیل‌های ناخواسته
v. ارسال ایمیل‌های ناخواسته

عبارات و ترکیب‌ها

block spams

مسدود کردن هرزنامه‌ها

report spams

گزارش هرزنامه‌ها

filter spams

فیلتر کردن هرزنامه‌ها

delete spams

حذف هرزنامه‌ها

avoid spams

اجتناب از هرزنامه‌ها

detect spams

تشخیص هرزنامه‌ها

manage spams

مدیریت هرزنامه‌ها

identify spams

شناسایی هرزنامه‌ها

analyze spams

تجزیه و تحلیل هرزنامه‌ها

reporting spams

گزارش‌دهی هرزنامه‌ها

جملات نمونه

my email inbox is filled with spams.

صندوق ورودی ایمیل من پر از هرزنامه‌ها است.

he reported the spams to the email provider.

او هرزنامه‌ها را به ارائه‌دهنده ایمیل گزارش کرد.

many users are frustrated by the constant spams.

بسیاری از کاربران از هرزنامه‌های مداوم ناامید هستند.

she uses a filter to block spams.

او از یک فیلتر برای مسدود کردن هرزنامه‌ها استفاده می‌کند.

spams can often contain harmful links.

هرزنامه‌ها اغلب می‌توانند حاوی پیوندهای مضر باشند.

they are trying to reduce the number of spams.

آنها سعی می‌کنند تعداد هرزنامه‌ها را کاهش دهند.

spams can clutter your inbox quickly.

هرزنامه‌ها می‌توانند به سرعت صندوق ورودی شما را شلوغ کنند.

it's important to recognize spams to avoid scams.

تشخیص هرزنامه‌ها برای جلوگیری از کلاهبرداری‌ها مهم است.

some spams offer unbelievable deals.

برخی از هرزنامه‌ها پیشنهادات باورنکردنی ارائه می‌دهند.

she accidentally clicked on a link in a spam.

او به طور تصادفی روی پیوندی در یک هرزنامه کلیک کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید