spearsman

[ایالات متحده]/ˈspɪəzmən/
[بریتانیا]/ˈspɪrzmən/

ترجمه

n. سپاهی مسلح به یک تیره
شکل‌های واژه
جمعspearsmen

جملات نمونه

the spearsman thrust his weapon at the approaching enemy.

نیشکن با سلاح خود به دشمنی که نزدیک می‌شد حمله کرد.

every spearsman in the battalion stood ready for battle.

همه نیشکن‌های اردو در آمادگی برای جنگ قرار داشتند.

the young spearsman practiced his thrusting technique daily.

نیشکن جوان روزانه تکنیک نیش زدن خود را تمرین می‌کرد.

a skilled spearsman could deflect incoming arrows with ease.

نیشکن ماهر می‌توانست تیرهای وارد شونده را به راحتی منحرف کند.

the enemy spearsman fell after a fierce duel.

نیشکن دشمن پس از یک مبارزه شدید سقوط کرد.

the general positioned the spearsman at the front lines.

ژنرال نیشکن را در خط جنگ قرار داد.

legend says the greatest spearsman never missed a strike.

گفته می‌شود بزرگترین نیشکن هرگز یک ضربه را از دست نمی‌داد.

the spearsman gripped his shaft tightly during the charge.

نیشکن در حین حمله به شدیدترین شکل سلاح خود گیر می‌کرد.

brave spearsman defended the castle gate against the invaders.

نیشکن شجاع در برابر مهاجمان درب قلعه را دفاع می‌کرد.

the weary spearsman leaned on his weapon for support.

نیشکن خسته به سلاح خود می‌پرداخت تا حمایت کند.

each spearsman wore heavy armor to protect against cavalry.

هر نیشکن لباس‌های سنگینی را برای حفاظت در برابر سواره‌نماهای نосان‌کننده پوشید.

the reckless spearsman broke formation to attack.

نیشکن بی‌رویه برای حمله از صف خارج شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید