spermatophyte

[ایالات متحده]/ˈspɜːmətəfaɪt/
[بریتانیا]/ˈspɜrmətəfaɪt/

ترجمه

n. گروهی از گیاهان تولیدکننده دانه
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

spermatophyte classification

طبقه‌بندی گیاهان فنولوژیک

spermatophyte evolution

تکامل گیاهان فنولوژیک

spermatophyte diversity

تنوع گیاهان فنولوژیک

spermatophyte reproduction

تولید مثل گیاهان فنولوژیک

spermatophyte anatomy

آناتومی گیاهان فنولوژیک

spermatophyte habitat

زیستگاه گیاهان فنولوژیک

spermatophyte species

گونه‌های گیاهان فنولوژیک

spermatophyte traits

ویژگی‌های گیاهان فنولوژیک

spermatophyte morphology

مورفولوژی گیاهان فنولوژیک

spermatophyte fossils

فسیل‌های گیاهان فنولوژیک

جملات نمونه

spermatophytes are crucial for the ecosystem.

سپرما توفیت‌ها برای اکوسیستم حیاتی هستند.

many spermatophytes produce flowers and seeds.

بسیاری از سپرما توفیت‌ها گل و دانه تولید می‌کنند.

spermatophytes include both gymnosperms and angiosperms.

سپرما توفیت‌ها شامل هم سرماجنس‌ها و هم گل‌افشان‌ها هستند.

the study of spermatophytes is important for botany.

مطالعه سپرما توفیت‌ها برای گیاه‌شناسی مهم است.

spermatophytes have adapted to various environments.

سپرما توفیت‌ها با محیط‌های مختلف سازگار شده‌اند.

understanding spermatophytes helps in agriculture.

درک سپرما توفیت‌ها به کشاورزی کمک می‌کند.

spermatophytes are a major source of food for humans.

سپرما توفیت‌ها یک منبع غذایی اصلی برای انسان‌ها هستند.

some spermatophytes can live for hundreds of years.

برخی از سپرما توفیت‌ها می‌توانند صدها سال زندگی کنند.

conservation of spermatophytes is essential for biodiversity.

حفظ سپرما توفیت‌ها برای تنوع زیستی ضروری است.

spermatophytes play a key role in carbon sequestration.

سپرما توفیت‌ها نقش کلیدی در جذب کربن ایفا می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید