spermy

[ایالات متحده]/ˈspɜːmi/
[بریتانیا]/ˈspɜːrmi/

ترجمه

comb. form. تلقیح (در کلمات ترکیبی استفاده می‌شود)
n. واژه گویشی برای بیماری روحی
شکل‌های واژه
صفت عالیspermiest

عبارات و ترکیب‌ها

spermy fluid

مایع اسپرمی

spermy discharge

ترشح اسپرمی

spermy texture

میزان اسپرمی

more spermy

بیشتر اسپرمی

spermy residue

مغز اسپرمی

spermy smell

بوی اسپرمی

spermy mess

پر اسپرمی

spermy looking

به نظر اسپرمی

spermy consistency

ثبات اسپرمی

most spermy

بیشترین اسپرمی

جملات نمونه

the spermy fluid was examined under the microscope.

مایع اسپرم در میکروسکوپ بررسی شد.

laboratory technicians observed the spermy sample carefully.

تکنسیون‌های آزمایشگاهی نمونه اسپرم را با دقت مشاهده کردند.

the spermy culture showed healthy motility rates.

کشت اسپرم نرخ حرکت سالمی را نشان داد.

doctors analyzed the spermy composition for fertility testing.

پزشکان ترکیب اسپرم را برای آزمایش باروری تحلیل کردند.

the spermy specimen was preserved for further analysis.

نمونه اسپرم برای تحلیل بیشتر حفظ شد.

research required a fresh spermy donation for the study.

پژوهش یک اهدای اسپرم تازه را برای مطالعه نیاز داشت.

the spermy count was within normal ranges for the patient.

تعداد اسپرم بیمار در محدوده طبیعی بود.

spermy health is important for reproductive success.

سلامت اسپرم برای موفقیت تولید مثل مهم است.

the spermy quality met the clinic's strict standards.

کیفیت اسپرم با استانداردهای سختگیرانه کلینیک مطابقت داشت.

medical experts discussed spermy abnormalities in the conference.

متخصصان پزشکی در کنفرانس اختلالات اسپرم را بحث کردند.

the spermy analysis revealed no genetic issues.

تحلیل اسپرم هیچ مشکل ژنتیکی را نشان نداد.

patients undergoing treatment provided spermy samples regularly.

بیماران در حال دریافت درمان به طور منظم نمونه‌های اسپرم ارائه می‌دادند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید