| جمع | spewers |
hate spewer
گویای نفرت
spewer of lies
گویای دروغ
lava spewer
گویای لافا
gas spewer
گویای گاز
flame spewer
گویای آتش
toxic spewer
گویای سم
ink spewer
گویایหมึก
spewer of venom
گویای سموم
acid spewer
گویای اسید
propaganda spewer
گویای تبلیغات
the volcano is a massive lava spewer that has erupted several times this century.
آتشفشان یک پرتابکننده بزرگ لافا است که چندین بار در این قرن فوران کرده است.
the factory is a notorious pollutant spewer, releasing toxic chemicals daily.
کارخانه یک پرتابکننده آلاینده معروف است که روزانه مواد شیمیایی سمی رها میکند.
he is known as a rumor spewer who spreads false information everywhere.
او به عنوان یک پرتابکننده گossip شناخته میشود که اطلاعات نادرست را در هر جا پخش میکند.
the dragon is a fearsome fire spewer in the ancient legend.
در اسطورههای باستانی، جادویی یک پرتابکننده آتش مخيف است.
that politician has become a hate speech spewer, offending many groups.
آن سیاستمدار به یک پرتابکننده سخنان نفرتآمیز تبدیل شده است که گروههای زیادی را توهین میکند.
the chimney is a constant smoke spewer, polluting the local air.
قیچی یک پرتابکننده دود ثابت است که هوا محلی را آلوده میکند.
the geyser is a powerful steam spewer, attracting many tourists.
چشمه یک پرتابکننده بخار قدرتمند است که بسیاری از گردشگران را جذب میکند.
she was called a lies spewer after the scandal was exposed.
پس از آشکار شدن این اسکاندل، او را یک پرتابکننده دروغ مینامیدند.
the machine is a data spewer, generating thousands of reports per day.
این ماشین یک پرتابکننده داده است که هر روز هزاران گزارش تولید میکند.
the volcanic vent became a mud spewer after the earthquake.
پس از زلزله، دهانه آتشفشان به یک پرتابکننده لای تبدیل شد.
the activist called the media outlet a propaganda spewer.
فعال یک رسانه را یک پرتابکننده تبلیغات مینامید.
this software is an error message spewer, frustrating all users.
این نرمافزار یک پرتابکننده پیام خطا است که تمام کاربران را ناراحت میکند.
hate spewer
گویای نفرت
spewer of lies
گویای دروغ
lava spewer
گویای لافا
gas spewer
گویای گاز
flame spewer
گویای آتش
toxic spewer
گویای سم
ink spewer
گویایหมึก
spewer of venom
گویای سموم
acid spewer
گویای اسید
propaganda spewer
گویای تبلیغات
the volcano is a massive lava spewer that has erupted several times this century.
آتشفشان یک پرتابکننده بزرگ لافا است که چندین بار در این قرن فوران کرده است.
the factory is a notorious pollutant spewer, releasing toxic chemicals daily.
کارخانه یک پرتابکننده آلاینده معروف است که روزانه مواد شیمیایی سمی رها میکند.
he is known as a rumor spewer who spreads false information everywhere.
او به عنوان یک پرتابکننده گossip شناخته میشود که اطلاعات نادرست را در هر جا پخش میکند.
the dragon is a fearsome fire spewer in the ancient legend.
در اسطورههای باستانی، جادویی یک پرتابکننده آتش مخيف است.
that politician has become a hate speech spewer, offending many groups.
آن سیاستمدار به یک پرتابکننده سخنان نفرتآمیز تبدیل شده است که گروههای زیادی را توهین میکند.
the chimney is a constant smoke spewer, polluting the local air.
قیچی یک پرتابکننده دود ثابت است که هوا محلی را آلوده میکند.
the geyser is a powerful steam spewer, attracting many tourists.
چشمه یک پرتابکننده بخار قدرتمند است که بسیاری از گردشگران را جذب میکند.
she was called a lies spewer after the scandal was exposed.
پس از آشکار شدن این اسکاندل، او را یک پرتابکننده دروغ مینامیدند.
the machine is a data spewer, generating thousands of reports per day.
این ماشین یک پرتابکننده داده است که هر روز هزاران گزارش تولید میکند.
the volcanic vent became a mud spewer after the earthquake.
پس از زلزله، دهانه آتشفشان به یک پرتابکننده لای تبدیل شد.
the activist called the media outlet a propaganda spewer.
فعال یک رسانه را یک پرتابکننده تبلیغات مینامید.
this software is an error message spewer, frustrating all users.
این نرمافزار یک پرتابکننده پیام خطا است که تمام کاربران را ناراحت میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید