spindlers

[ایالات متحده]/ˈspɪndlə/
[بریتانیا]/ˈspɪndlər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که یک لوله کاغذ را بر روی محور یک دستگاه چاپ گردان قرار می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

spindler wheel

چرخ اسپیندلر

spindler design

طراحی اسپیندلر

spindler system

سیستم اسپیندلر

spindler model

مدل اسپیندلر

spindler tool

ابزار اسپیندلر

spindler process

فرآیند اسپیندلر

spindler method

روش اسپیندلر

spindler analysis

تجزیه و تحلیل اسپیندلر

spindler technology

فناوری اسپیندلر

spindler application

کاربرد اسپیندلر

جملات نمونه

spindler is known for his innovative designs.

اسپیندلر به خاطر طرح‌های نوآورانه خود مشهور است.

the spindler mechanism is crucial for this machine.

مکانیزم اسپیندلر برای این دستگاه حیاتی است.

they hired spindler to improve their production process.

آنها اسپیندلر را برای بهبود فرآیند تولید خود استخدام کردند.

spindler's work has influenced many artists.

کارهای اسپیندلر بر بسیاری از هنرمندان تأثیر گذاشته است.

we need to consult with spindler about the project.

ما باید در مورد پروژه با اسپیندلر مشورت کنیم.

the spindler design has several advantages.

طرح اسپیندلر مزایای متعددی دارد.

spindler's theories are widely discussed in academia.

نظریه‌های اسپیندلر به طور گسترده در دانشگاه‌ها مورد بحث قرار می‌گیرند.

can you explain spindler's approach to problem-solving?

آیا می توانید رویکرد اسپیندلر به حل مسئله را توضیح دهید؟

the spindler component needs regular maintenance.

قطعه اسپیندلر نیاز به نگهداری منظم دارد.

spindler has published numerous papers on this topic.

اسپیندلر مقالات متعددی در این زمینه منتشر کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید