spinsters

[ایالات متحده]/ˈspɪn.stərz/
[بریتانیا]/ˈspɪn.stɚz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. زنان مجرد؛ دختران سالخورده

عبارات و ترکیب‌ها

old spinsters

قدیمی‌های مجرد

unmarried spinsters

مجردان بی‌شوهر

young spinsters

مجردهای جوان

spinsters club

باشگاه مجردان

spinsters society

جامعه مجردان

spinsters' lives

زندگی مجردان

spinsters' fate

سرنوشت مجردان

spinsters' plight

مشکلات مجردان

spinsters' stories

داستان‌های مجردان

spinsters' dreams

رویاهای مجردان

جملات نمونه

many spinsters enjoy their independence.

بسیاری از زنان مجرد از استقلال خود لذت می برند.

spinsters often face societal pressure to marry.

زنان مجرد اغلب با فشار جامعه برای ازدواج مواجه هستند.

in literature, spinsters are sometimes portrayed as lonely.

در ادبیات، زنان مجرد گاهی اوقات به عنوان افراد گوشه گیر به تصویر کشیده می شوند.

spinsters can lead fulfilling lives without marriage.

زنان مجرد می توانند بدون ازدواج زندگی رضایت بخشی داشته باشند.

historically, spinsters were often seen as old maids.

در طول تاریخ، زنان مجرد اغلب به عنوان زن های پیر دیده می شدند.

spinsters might have strong friendships with other women.

زنان مجرد ممکن است روابط دوستانه قوی با زنان دیگر داشته باشند.

some spinsters choose to adopt children.

برخی از زنان مجرد انتخاب می کنند که فرزندان را به فرزندی بگیرند.

spinsters often contribute significantly to their communities.

زنان مجرد اغلب به طور قابل توجهی به جوامع خود کمک می کنند.

spinsters may find joy in pursuing their careers.

زنان مجرد ممکن است شادی خود را در تعقیب شغل خود بیابند.

there are many stereotypes about spinsters in society.

تصویرهای ذهنی زیادی در مورد زنان مجرد در جامعه وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید