spirometers

[ایالات متحده]/spaɪˈrɒmɪtə/
[بریتانیا]/spaɪˈrɑːmɪtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دستگاهی که برای اندازه‌گیری حجم هوای استنشاق شده و بازدم شده توسط ریه‌ها استفاده می‌شود

عبارات و ترکیب‌ها

spirometer test

تست اسپیرومتری

spirometer reading

خواندن اسپیرومتر

spirometer calibration

کالیبراسیون اسپیرومتر

spirometer results

نتایج اسپیرومتر

spirometer usage

نحوه استفاده از اسپیرومتر

spirometer function

عملکرد اسپیرومتر

spirometer measurements

اندازه گیری های اسپیرومتر

spirometer device

دستگاه اسپیرومتر

spirometer assessment

ارزیابی اسپیرومتر

spirometer analysis

تجزیه و تحلیل اسپیرومتر

جملات نمونه

the spirometer measures lung capacity.

اسپيrometerظرفيت ریه را اندازه گیری می کند.

doctors use a spirometer to assess breathing function.

پزشکان از یک اسپيrometerبرای ارزیابی عملکرد تنفسی استفاده می کنند.

regular spirometer tests can help monitor asthma.

تست های منظم اسپيrometerمی تواند به ردیابی آسم کمک کند.

she took a deep breath into the spirometer.

او یک نفس عمیق به داخل اسپيrometerکشید.

the spirometer results showed improved lung health.

نتایج اسپيrometerنشان دهنده بهبود سلامت ریه بود.

using a spirometer is essential for copd patients.

استفاده از یک اسپيrometerبرای بیماران copdضروری است.

the technician calibrated the spirometer before the test.

تکنسین قبل از انجام آزمایش اسپيrometerرا کالیبره کرد.

children can also use a spirometer for lung tests.

کودکان نیز می توانند از یک اسپيrometerبرای آزمایش ریه استفاده کنند.

she was instructed on how to use the spirometer correctly.

به او نحوه استفاده صحیح از اسپيrometerآموزش داده شد.

the spirometer helps track changes in lung function over time.

اسپيrometerبه ردیابی تغییرات در عملکرد ریه در طول زمان کمک می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید