spital care
مراقبتهای بیمارستانی
spital services
خدمات بیمارستانی
spital staff
پرسنل بیمارستان
spital visit
بازدید از بیمارستان
spital admission
بیمارستان بستری
spital management
مدیریت بیمارستان
spital facilities
امکانات بیمارستانی
spital emergency
اورژانس بیمارستان
spital department
بخش بیمارستان
spital policy
سیاست بیمارستان
he was taken to the spital after the accident.
او پس از حادثه به بیمارستان منتقل شد.
the spital staff provided excellent care.
کادر بیمارستان خدمات بسیار خوبی ارائه دادند.
she spent a week in the spital recovering.
او یک هفته در بیمارستان گذراند تا بهبودی یابد.
visiting hours at the spital are from 2 pm to 8 pm.
ساعات ملاقات در بیمارستان از ساعت 14:00 تا 20:00 است.
he had to go to the spital for a check-up.
او مجبور شد برای چکاپ به بیمارستان برود.
the spital is equipped with the latest technology.
بیمارستان مجهز به آخرین فناوری ها است.
many people rely on the spital for emergency care.
بسیاری از مردم برای مراقبت های اورژانسی به بیمارستان اعتماد دارند.
the spital's pharmacy offers a wide range of medications.
داروخانه بیمارستان طیف گسترده ای از داروها را ارائه می دهد.
she volunteers at the local spital every weekend.
او هر آخر هفته به عنوان داوطلب در بیمارستان محلی فعالیت می کند.
they are building a new spital in the city.
آنها در حال ساخت یک بیمارستان جدید در شهر هستند.
spital care
مراقبتهای بیمارستانی
spital services
خدمات بیمارستانی
spital staff
پرسنل بیمارستان
spital visit
بازدید از بیمارستان
spital admission
بیمارستان بستری
spital management
مدیریت بیمارستان
spital facilities
امکانات بیمارستانی
spital emergency
اورژانس بیمارستان
spital department
بخش بیمارستان
spital policy
سیاست بیمارستان
he was taken to the spital after the accident.
او پس از حادثه به بیمارستان منتقل شد.
the spital staff provided excellent care.
کادر بیمارستان خدمات بسیار خوبی ارائه دادند.
she spent a week in the spital recovering.
او یک هفته در بیمارستان گذراند تا بهبودی یابد.
visiting hours at the spital are from 2 pm to 8 pm.
ساعات ملاقات در بیمارستان از ساعت 14:00 تا 20:00 است.
he had to go to the spital for a check-up.
او مجبور شد برای چکاپ به بیمارستان برود.
the spital is equipped with the latest technology.
بیمارستان مجهز به آخرین فناوری ها است.
many people rely on the spital for emergency care.
بسیاری از مردم برای مراقبت های اورژانسی به بیمارستان اعتماد دارند.
the spital's pharmacy offers a wide range of medications.
داروخانه بیمارستان طیف گسترده ای از داروها را ارائه می دهد.
she volunteers at the local spital every weekend.
او هر آخر هفته به عنوان داوطلب در بیمارستان محلی فعالیت می کند.
they are building a new spital in the city.
آنها در حال ساخت یک بیمارستان جدید در شهر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید