splayfoot

[ایالات متحده]/ˈspleɪfʊt/
[بریتانیا]/ˈspleɪfʊt/

ترجمه

n. پا که در انگشتان به سمت بیرون چرخیده است
adj. دارای یا مربوط به پاهای پهن
Word Forms
جمعsplayfeet

عبارات و ترکیب‌ها

splayfoot condition

وضعیت کف پا

splayfoot deformity

تشوه کف پا

splayfoot issue

مشکل کف پا

splayfoot pain

درد کف پا

splayfoot treatment

درمان کف پا

splayfoot symptoms

علائم کف پا

splayfoot support

حمایت کف پا

splayfoot exercises

تمرینات کف پا

splayfoot diagnosis

تشخیص کف پا

splayfoot relief

تسکین کف پا

جملات نمونه

he was diagnosed with splayfoot at an early age.

او در سنین پایین با پنجه چکمه تشخیص داده شد.

people with splayfoot often experience discomfort while walking.

افرادی که پنجه چکمه دارند اغلب هنگام راه رفتن ناراحتی را تجربه می کنند.

she chose special shoes designed for splayfoot support.

او کفش های مخصوص طراحی شده برای حمایت از پنجه چکمه را انتخاب کرد.

exercises can help alleviate some issues related to splayfoot.

ورزش ها می توانند به کاهش برخی از مشکلات مربوط به پنجه چکمه کمک کنند.

he learned to manage his splayfoot condition with proper care.

او یاد گرفت که چگونه با مراقبت مناسب، وضعیت پنجه چکمه خود را مدیریت کند.

orthopedic specialists often recommend treatments for splayfoot.

متخصصان ارتوپدی اغلب درمان هایی برای پنجه چکمه توصیه می کنند.

wearing arch supports can benefit those with splayfoot.

استفاده از تکیه گاه های قوس می تواند برای افرادی که پنجه چکمه دارند مفید باشد.

children with splayfoot may need regular check-ups.

کودکانی که پنجه چکمه دارند ممکن است به معاینات منظم نیاز داشته باشند.

understanding splayfoot is important for effective treatment.

درک پنجه چکمه برای درمان موثر مهم است.

she joined a support group for individuals with splayfoot.

او به یک گروه پشتیبانی برای افراد مبتلا به پنجه چکمه پیوست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید