spod

[ایالات متحده]//spɒd//
[بریتانیا]//spɑːd//
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دانشجوی فیزیک نظری یا فرد علاقه‌مند به علوم یا فناوری؛ معمولاً به عنوان فردی خوش‌خوان یا اجتماعی‌گریز در نظر گرفته می‌شود.؛ کوتاه‌نویسی برای سندرم اختلال چند‌عضوی.
شکل‌های واژه
جمعspods

جملات نمونه

the limestone pavement featured a deep gryke where a rare flower had taken root in the sheltered spod of soil.

پرچم سنگ آهکی یک گریکه عمیق داشت که یک گیاه نادر در خاک سپود پناهگاهی آن ریشه کشیده بود.

heavy rainfall overnight had washed a distressing amount of spod into the storm drains, blocking the water flow.

بارش سنگین در طول شب مقدار زیادی سپود را به سیلاب‌گیرها شست، جریان آب را مسدود کرد.

he spent the afternoon shoveling the dark, slippery spod out of the drainage ditch to prevent the yard from flooding.

او بعدازظهر را صرف کردن سپود تاریک و لیز از گودال تخلیه‌کننده خاک برداشتن کرد تا از خیس شدن فضای باز جلوگیری شود.

the laboratory analysis confirmed that the spod collected from the riverbank contained high levels of heavy metals.

تحلیل آزمایشگاهی تأیید کرد که سپود جمع‌آوری شده از پای بستر رودخانه میزان بالایی از فلزات سنگین را دارد.

after hours of weeding, her boots were covered in a thick layer of sticky garden spod that was impossible to clean off.

پس از چند ساعت کار برداشتن گیاهان ناخواسته، کفش‌های او با لایه‌ای ضخیم از سپود گیاهی چسبنده پوشیده شده بود که غیرممکن بود از آن پاک شود.

unfortunately, a massive spod of oil leaked from the old drum, contaminating the garage floor.

نامطلوب، یک مقدار زیادی از نفت از طبل قدیمی نشت کرد و زمین کارگاه را آلوده کرد.

farmers refer to the fine, dusty residue left in the grain silos as spod, which must be cleared before the next harvest.

کشاورزان به باقی‌مانده‌های ریز و گرد در نخود‌خانه‌های دانه‌ها سپود می‌گویند که باید قبل از حاصل‌جمع‌آوری بعدی پاک شود.

the street cleaner was busy removing the grey spod accumulated near the curbs during the dry summer months.

پاک‌کننده خیابان مشغول حذف سپود خاکی که در طول ماه‌های تابستان خشک در نزدیکی چراغ‌های خیابان جمع شده بود، بود.

during the geological survey, the team carefully extracted a spod sample to analyze the mineral composition of the area.

در طول بررسی زمین‌شناسی، تیم با دقت نمونه‌ای از سپود را استخراج کرد تا از ترکیب مواد معدنی منطقه تحلیل کند.

the textile mill had to install new filters to capture the microscopic spod released during the fabric finishing process.

کارخانه پارچه مجبور شد فیلترهای جدیدی نصب کند تا از سپود میکروسکوپی که در فرآیند پایانی پارچه آزاد می‌شد، جمع‌آوری کند.

a strange spod of discoloration on the antique map suggested that a river once flowed through the region.

یک ناحیه تاریخی روی نقشه قدیمی نشان داد که یک رودخانه یک زمانی از این منطقه عبور کرده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید