sponsored

[ایالات متحده]/ˈspɒnsəd/
[بریتانیا]/ˈspɑːnsərd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مرتبط با حمایت مالی; آغاز شده یا مورد حمایت قرار گرفته
v. گذشته و شکل گذشته participle از sponsor; تأمین مالی آموزش یا تحصیلات کسی; اهدا پول برای رویدادهای خیریه; آغاز کردن یا حمایت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

sponsored content

محتوای حمایت‌شده

sponsored event

رویداد حمایت‌شده

sponsored post

پست حمایت‌شده

sponsored ad

تبلیغ حمایت‌شده

sponsored program

برنامه حمایت‌شده

sponsored research

تحقیقات حمایت‌شده

sponsored trip

سفر حمایت‌شده

sponsored challenge

چالش حمایت‌شده

sponsored athlete

ورزشکار حمایت‌شده

sponsored team

تیم حمایت‌شده

جملات نمونه

the event was sponsored by a local charity.

این رویداد توسط یک سازمان خیریه محلی حمایت مالی شد.

she received a sponsored scholarship for her studies.

او یک بورس تحصیلی حمایت شده برای تحصیلات خود دریافت کرد.

the conference was sponsored by several tech companies.

این کنفرانس توسط چندین شرکت فناوری حمایت مالی شد.

they sponsored a community project to improve the park.

آنها یک پروژه اجتماعی را برای بهبود پارک حمایت مالی کردند.

the athlete was sponsored by a major sports brand.

این ورزشکار توسط یک برند ورزشی بزرگ حمایت مالی شد.

the documentary was sponsored by an environmental organization.

این مستند توسط یک سازمان محیط زیستی حمایت مالی شد.

he participated in a sponsored walk to raise funds.

او در یک پیاده‌روی حمایت شده برای جمع‌آوری کمک‌های مالی شرکت کرد.

the festival was sponsored by the city council.

این جشنواره توسط شورای شهر حمایت مالی شد.

they are looking for companies to sponsor their team.

آنها به دنبال شرکت‌هایی برای حمایت از تیم خود هستند.

the research project was sponsored by a government grant.

این پروژه تحقیقاتی توسط یک کمک مالی دولتی حمایت مالی شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید