spreadheads

[ایالات متحده]/ˈsprɛdˌhɛdz/
[بریتانیا]/ˈsprɛdˌhɛdz/

ترجمه

n. عنوان بزرگ؛ عنوان بزرگ که در ستون‌ها در یک روزنامه کشیده شده است

عبارات و ترکیب‌ها

spreadheads initiative

ابتکار گسترده

spreadheads project

پروژه گسترده

spreadheads campaign

کمپین گسترده

spreadheads team

تیم گسترده

spreadheads movement

جنبش گسترده

spreadheads change

تغییر گسترده

spreadheads effort

تلاش گسترده

spreadheads discussion

بحث گسترده

spreadheads strategy

استراتژی گسترده

spreadheads alliance

ائتلاف گسترده

جملات نمونه

she spreadheads the marketing campaign for the new product.

او رهبری کمپین بازاریابی برای محصول جدید را بر عهده دارد.

the organization spreadheads various community projects.

سازمان مسئولیت هدایت پروژه های مختلف اجتماعی را بر عهده دارد.

he often spreadheads initiatives to improve workplace culture.

او اغلب ابتکاراتی را برای بهبود فرهنگ محیط کار رهبری می کند.

our team spreadheads the research on renewable energy.

گروه ما تحقیقات در مورد انرژی های تجدیدپذیر را رهبری می کند.

she spreadheads the volunteer efforts in our city.

او تلاش های داوطلبانه در شهر ما را رهبری می کند.

they spreadheads the development of new software solutions.

آنها توسعه راه حل های نرم افزاری جدید را رهبری می کنند.

the project manager spreadheads the team to meet deadlines.

مدیر پروژه تیم را برای رعایت مهلت ها رهبری می کند.

he spreadheads discussions on improving public transportation.

او بحث هایی را در مورد بهبود سیستم حمل و نقل عمومی رهبری می کند.

she spreadheads the fundraising efforts for the charity.

او تلاش های جمع آوری کمک های مالی برای خیریه را رهبری می کند.

the director spreadheads the film production from start to finish.

مدیر فیلم کل فرآیند تولید فیلم را از ابتدا تا انتها رهبری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید