squawks loudly
بلند صحبت میکند
squawks persistently
به طور مداوم صحبت میکند
squawks angrily
با عصبانیت صحبت میکند
squawks incessantly
بی وقفه صحبت میکند
squawks excitedly
با هیجان صحبت میکند
squawks repeatedly
به طور مکرر صحبت میکند
squawks annoyingly
به طور آزاردهنده صحبت میکند
squawks cheerfully
با خوشحالی صحبت میکند
squawks suddenly
ناگهان صحبت میکند
squawks softly
به آرامی صحبت میکند
the parrot squawks loudly in the morning.
طوطی صبحها با صدای بلند قارقار میکند.
when excited, the bird squawks with joy.
وقتی هیجانزده است، پرنده با خوشحالی قارقار میکند.
the children laughed as the duck squawks.
بچهها در حالی که اردک قارقار میکرد، خندیدند.
she squawks like a chicken when she's scared.
وقتی میترسد مثل یک مرغ قارقار میکند.
he squawks his opinion during the meeting.
او در طول جلسه نظر خود را با صدای بلند بیان میکند.
the crow squawks from the top of the tree.
کلاغ از بالای درخت قارقار میکند.
as the storm approached, the seagull squawks ominously.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، پرستنده دریا با حالتی شوم قارقار میکرد.
the teacher squawks at the noisy students.
معلم به دانشآموزان پر سر و صدا قارقار میکند.
the radio squawks with static during the storm.
در طول طوفان، رادیو با نویز قارقار میکند.
in the zoo, the macaw squawks to get attention.
در باغ وحش، ماکا برای جلب توجه قارقار میکند.
squawks loudly
بلند صحبت میکند
squawks persistently
به طور مداوم صحبت میکند
squawks angrily
با عصبانیت صحبت میکند
squawks incessantly
بی وقفه صحبت میکند
squawks excitedly
با هیجان صحبت میکند
squawks repeatedly
به طور مکرر صحبت میکند
squawks annoyingly
به طور آزاردهنده صحبت میکند
squawks cheerfully
با خوشحالی صحبت میکند
squawks suddenly
ناگهان صحبت میکند
squawks softly
به آرامی صحبت میکند
the parrot squawks loudly in the morning.
طوطی صبحها با صدای بلند قارقار میکند.
when excited, the bird squawks with joy.
وقتی هیجانزده است، پرنده با خوشحالی قارقار میکند.
the children laughed as the duck squawks.
بچهها در حالی که اردک قارقار میکرد، خندیدند.
she squawks like a chicken when she's scared.
وقتی میترسد مثل یک مرغ قارقار میکند.
he squawks his opinion during the meeting.
او در طول جلسه نظر خود را با صدای بلند بیان میکند.
the crow squawks from the top of the tree.
کلاغ از بالای درخت قارقار میکند.
as the storm approached, the seagull squawks ominously.
همانطور که طوفان نزدیک میشد، پرستنده دریا با حالتی شوم قارقار میکرد.
the teacher squawks at the noisy students.
معلم به دانشآموزان پر سر و صدا قارقار میکند.
the radio squawks with static during the storm.
در طول طوفان، رادیو با نویز قارقار میکند.
in the zoo, the macaw squawks to get attention.
در باغ وحش، ماکا برای جلب توجه قارقار میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید