stableman duties
وظایف نگهداری از اسطبل
stableman skills
مهارتهای نگهداری از اسطبل
stableman job
شغل نگهداری از اسطبل
stableman care
مراقبتهای نگهداری از اسطبل
stableman training
آموزش نگهداری از اسطبل
stableman responsibilities
مسئولیتهای نگهداری از اسطبل
stableman position
موقعیت نگهداری از اسطبل
stableman experience
تجربه نگهداری از اسطبل
stableman tasks
وظایف نگهداری از اسطبل
stableman role
نقش نگهداری از اسطبل
the stableman took great care of the horses.
نگهدار اسطبل با دقت زیادی از اسبها مراقبت میکرد.
every stableman should know how to groom a horse.
هر نگهدار اسطبل باید بداند چگونه یک اسب را برساند.
the stableman prepared the feed for the animals.
نگهدار اسطبل غذای حیوانات را آماده کرد.
a stableman needs to be physically fit for the job.
یک نگهدار اسطبل برای انجام این کار باید از نظر جسمانی سالم باشد.
the stableman worked long hours to maintain the barn.
نگهدار اسطبل ساعتهای طولانی برای حفظ نظافت دامداری کار میکرد.
he became a skilled stableman after years of experience.
پس از سالها تجربه، او به یک نگهدار اسطبل ماهر تبدیل شد.
the stableman knows all the horses by name.
نگهدار اسطبل همه اسبها را به نام میشناسد.
it is essential for a stableman to understand equine behavior.
برای یک نگهدار اسطبل درک رفتار اسبها ضروری است.
the stableman was praised for his dedication to the animals.
نگهدار اسطبل به خاطر تعهدش به حیوانات مورد تحسین قرار گرفت.
being a stableman requires patience and compassion.
نگهدار اسطبل بودن نیاز به صبر و شفقت دارد.
stableman duties
وظایف نگهداری از اسطبل
stableman skills
مهارتهای نگهداری از اسطبل
stableman job
شغل نگهداری از اسطبل
stableman care
مراقبتهای نگهداری از اسطبل
stableman training
آموزش نگهداری از اسطبل
stableman responsibilities
مسئولیتهای نگهداری از اسطبل
stableman position
موقعیت نگهداری از اسطبل
stableman experience
تجربه نگهداری از اسطبل
stableman tasks
وظایف نگهداری از اسطبل
stableman role
نقش نگهداری از اسطبل
the stableman took great care of the horses.
نگهدار اسطبل با دقت زیادی از اسبها مراقبت میکرد.
every stableman should know how to groom a horse.
هر نگهدار اسطبل باید بداند چگونه یک اسب را برساند.
the stableman prepared the feed for the animals.
نگهدار اسطبل غذای حیوانات را آماده کرد.
a stableman needs to be physically fit for the job.
یک نگهدار اسطبل برای انجام این کار باید از نظر جسمانی سالم باشد.
the stableman worked long hours to maintain the barn.
نگهدار اسطبل ساعتهای طولانی برای حفظ نظافت دامداری کار میکرد.
he became a skilled stableman after years of experience.
پس از سالها تجربه، او به یک نگهدار اسطبل ماهر تبدیل شد.
the stableman knows all the horses by name.
نگهدار اسطبل همه اسبها را به نام میشناسد.
it is essential for a stableman to understand equine behavior.
برای یک نگهدار اسطبل درک رفتار اسبها ضروری است.
the stableman was praised for his dedication to the animals.
نگهدار اسطبل به خاطر تعهدش به حیوانات مورد تحسین قرار گرفت.
being a stableman requires patience and compassion.
نگهدار اسطبل بودن نیاز به صبر و شفقت دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید