staffroom

[ایالات متحده]/ˈstɑːf.rʊm/
[بریتانیا]/ˈstæf.rʊm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اتاق در مدرسه که توسط معلمان برای کار و استراحت استفاده می‌شود
شکل‌های واژه

جملات نمونه

teachers gathered in the staffroom to discuss the new curriculum.

معلمان در اتاق کارکنان جمع شدند تا در مورد منحنی جدید بحث کنند.

she met her colleague in the staffroom for a quick chat.

او در اتاق کارکنان با همکار خود برای گفتگوی سریعی ملاقات کرد.

the staffroom is located on the second floor of the school.

اتاق کارکنان در طبقه دوم مدرسه قرار دارد.

there's a coffee machine in the staffroom for teachers.

در اتاق کارکنان ماشین قهوه‌ای برای معلمان وجود دارد.

the staffroom was quiet during the lunch break.

اتاق کارکنان در زمان استراحت ناهار آرام بود.

he left his grading in the staffroom overnight.

او ارزیابی خود را در اتاق کارکنان برای یک شب گذاشت.

the staffroom has a comfortable sofa for relaxation.

اتاق کارکنان یک نشسته راحت برای استراحت دارد.

teachers often share resources in the staffroom.

معلمان اغلب منابع خود را در اتاق کارکنان به اشتراک می‌گذارند.

the staffroom door was locked after school hours.

در اتاق کارکنان پس از ساعت مدرسه قفل شد.

she decorated the staffroom with plants.

او اتاق کارکنان را با گیاهان زیبایی کرد.

the staffroom meeting started at 3 pm.

جلسه اتاق کارکنان در ساعت 3 بعد از ظهر شروع شد.

new teachers were welcomed in the staffroom.

معلمان جدید در اتاق کارکنان به خوش آمدید گفته شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید