stails

[ایالات متحده]/steɪlz/
[بریتانیا]/steɪlz/

ترجمه

v. حالت سوم شخص از 'stail' (یک دسته چوبی طویل)

عبارات و ترکیب‌ها

martini stails

پریشان

stails falling

پریشان شدن

crystal stails

پریشان بلوری

ice stails

پریشان یخی

stails mix

مخلوط پریشان

stails breaking

شکستن پریشان

glass stails

پریشان شیشه‌ای

stails pile

پشیمانی پریشان

small stails

پریشان کوچک

sharp stails

پریشان تیز

جملات نمونه

she ran up the stails as fast as she could.

او به سرعت در بالای پله‌ها بیرون رفت.

be careful when you walk down the stails in the dark.

وقتی در تاریکی پله‌ها را پایین می‌روی دقت کن.

the children fell down the stails and hurt themselves.

کودکان از پله‌ها پایین افتادند و خودشان را زخم دادند.

i prefer to take the elevator instead of the stails.

من به جای پله‌ها می‌خواهم آسانسور را بگیرم.

he missed his step on the stails and nearly fell.

او یک گامش را در پله‌ها از دست داد و تقریباً افتاد.

the old stails creaked under his weight.

پله‌های قدیمی زیر وزن او فریاد می‌زدند.

let's meet at the bottom of the stails.

در پایین پله‌ها با هم ملاقات کنیم.

she climbed the stails to reach her bedroom.

او پله‌ها را بالا رفت تا به اتاق خوابش برسد.

the cat sprinted down the stails in seconds.

گربه در چند ثانیه از پله‌ها پایین راند.

please don't slide on the stails - it's dangerous.

لطفاً روی پله‌ها اسکید نکن - خطرناک است.

i counted twenty stails to reach the top floor.

من دوست دارم آسانسور را بگیرم به جای پله‌ها.

he descended the stails slowly due to his bad knee.

به دلیل زانوی بدش، او به آرامی از پله‌ها پایین آمد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید