party stalwarts
مدافعان حزب
stalwarts of tradition
مدافعان سنت
stalwarts of democracy
مدافعان دموکراسی
stalwarts of change
مدافعان تغییر
stalwarts of culture
مدافعان فرهنگ
stalwarts of freedom
مدافعان آزادی
stalwarts of progress
مدافعان پیشرفت
stalwarts of justice
مدافعان عدالت
stalwarts of history
مدافعان تاریخ
the stalwarts of the team worked tirelessly to achieve their goals.
افراد مقتدر و پر تلاش تیم، بیوقفه برای دستیابی به اهداف خود تلاش کردند.
stalwarts of the community came together to support the local charity.
افراد مقتدر و تاثیرگذار جامعه گرد هم آمدند تا از خیریه محلی حمایت کنند.
the stalwarts of the industry are adapting to new technologies.
افراد مقتدر و پیشرو در صنعت، در حال انطباق با فناوریهای جدید هستند.
she is one of the stalwarts in the fight for environmental protection.
او یکی از افراد مقتدر و فعال در مبارزه برای حفاظت از محیط زیست است.
the stalwarts rallied to defend their beliefs during the debate.
افراد مقتدر و وفادار برای دفاع از باورهای خود در طول بحث گرد هم آمدند.
many stalwarts of the organization attended the annual meeting.
بسیاری از افراد مقتدر و تاثیرگذار سازمان در جلسه سالانه شرکت کردند.
stalwarts of the movement continue to inspire younger generations.
افراد مقتدر و الهامبخش جنبش همچنان نسلهای جوانتر را الهام بخشند.
the stalwarts of the project ensured its successful completion.
افراد مقتدر و مسئول پروژه از اتمام موفقیتآمیز آن اطمینان حاصل کردند.
he is regarded as one of the stalwarts in the field of science.
او به عنوان یکی از افراد مقتدر و برجسته در زمینه علم شناخته میشود.
stalwarts of the club organized a fundraising event.
افراد مقتدر و فعال باشگاه یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی را سازماندهی کردند.
party stalwarts
مدافعان حزب
stalwarts of tradition
مدافعان سنت
stalwarts of democracy
مدافعان دموکراسی
stalwarts of change
مدافعان تغییر
stalwarts of culture
مدافعان فرهنگ
stalwarts of freedom
مدافعان آزادی
stalwarts of progress
مدافعان پیشرفت
stalwarts of justice
مدافعان عدالت
stalwarts of history
مدافعان تاریخ
the stalwarts of the team worked tirelessly to achieve their goals.
افراد مقتدر و پر تلاش تیم، بیوقفه برای دستیابی به اهداف خود تلاش کردند.
stalwarts of the community came together to support the local charity.
افراد مقتدر و تاثیرگذار جامعه گرد هم آمدند تا از خیریه محلی حمایت کنند.
the stalwarts of the industry are adapting to new technologies.
افراد مقتدر و پیشرو در صنعت، در حال انطباق با فناوریهای جدید هستند.
she is one of the stalwarts in the fight for environmental protection.
او یکی از افراد مقتدر و فعال در مبارزه برای حفاظت از محیط زیست است.
the stalwarts rallied to defend their beliefs during the debate.
افراد مقتدر و وفادار برای دفاع از باورهای خود در طول بحث گرد هم آمدند.
many stalwarts of the organization attended the annual meeting.
بسیاری از افراد مقتدر و تاثیرگذار سازمان در جلسه سالانه شرکت کردند.
stalwarts of the movement continue to inspire younger generations.
افراد مقتدر و الهامبخش جنبش همچنان نسلهای جوانتر را الهام بخشند.
the stalwarts of the project ensured its successful completion.
افراد مقتدر و مسئول پروژه از اتمام موفقیتآمیز آن اطمینان حاصل کردند.
he is regarded as one of the stalwarts in the field of science.
او به عنوان یکی از افراد مقتدر و برجسته در زمینه علم شناخته میشود.
stalwarts of the club organized a fundraising event.
افراد مقتدر و فعال باشگاه یک رویداد جمعآوری کمکهای مالی را سازماندهی کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید