stannaries

[ایالات متحده]/ˈstænəri/
[بریتانیا]/ˈstænəri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. محلی که قلع استخراج می‌شود؛ یک معدن قلع

عبارات و ترکیب‌ها

stannary law

قانون استناری

stannary court

دادگاه استناری

stannary rights

حقوق استناری

stannary district

منطقه استناری

stannary mine

معدن استناری

stannary regulations

مقررات استناری

stannary system

سیستم استناری

stannary commission

کمیسیون استناری

stannary officer

مسئول استناری

stannary association

انجمن استناری

جملات نمونه

the stannary was established to regulate tin mining.

گلدانه‌خانه برای تنظیم معادن قصد ایجاد شد.

he worked in the stannary for many years.

او سال‌ها در گلدانه‌خانه کار می‌کرد.

the stannary court settled disputes among miners.

دادگاه گلدانه‌خانه اختلافات بین ماینرها را حل کرد.

stannary laws were crucial for the industry.

قوانین گلدانه‌خانه برای این صنعت بسیار مهم بودند.

many families depended on the stannary for their livelihood.

خانواده‌های زیادی برای گذراندن زندگی به گلدانه‌خانه وابسته بودند.

the stannary system ensured fair trade practices.

سیستم گلدانه‌خانه تضمین کرد که روش‌های تجاری منصفانه باشند.

she researched the history of the stannary in her thesis.

او تاریخچه گلدانه‌خانه را در پایان‌نامه خود بررسی کرد.

stannary regulations were enforced to protect workers.

برای محافظت از کارگران، مقررات گلدانه‌خانه اجرا شدند.

the decline of the stannary affected the local economy.

کاهش گلدانه‌خانه بر اقتصاد محلی تأثیر گذاشت.

visitors can learn about the stannary's significance at the museum.

بازدیدکنندگان می‌توانند در مورد اهمیت گلدانه‌خانه در موزه بیاموزند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید