starter

[ایالات متحده]/ˈstɑːtə(r)/
[بریتانیا]/ˈstɑːrtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فردی که سیگنال شروع مسابقه را در خط شروع می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

for starters

برای شروع

starter motor

موتور استارت

starter culture

مایه شروع

electromagnetic starter

شروع الکترومغناطیسی

magnetic starter

شروع مغناطیسی

starter home

خانه شروع

motor starter

شروع موتور

self starter

خودرو استارت‌دار

جملات نمونه

the starter relay automatically de-energizes.

شلنگ شروع به طور خودکار غیرفعال می‌شود.

he was a late starter in photography.

او یک شروع دیر هنگام در عکاسی داشت.

I'm just a slow starter .

من فقط یک شروع کننده آهسته هستم.

material to act as a starter for discussion.

موادی برای عمل به عنوان یک شروع کننده برای بحث.

Starters can also be fed whole wheat, rye, or dinkel/spelt, depending on what type of starter you wish to maintain.

می توان به شروع کننده ها گندم کامل، جو یا دinkel/spelt نیز داد، بسته به اینکه می خواهید چه نوع شروع کننده ای را حفظ کنید.

Of eight starters, only three finished the race.

از هشت شرکت کننده، فقط سه نفر مسابقه را به پایان رساندند.

The starter fired his starting gun.

شروع کننده سلاح شروع خود را شلیک کرد.

The meat starter culture is widely applied in the meatpacking because of its unique physiological function.

کشت دهنده آغازگر گوشت به دلیل عملکرد فیزیولوژیکی منحصر به فردش به طور گسترده در صنعت گوشت استفاده می شود.

he was the self-starter who worked his way up from messenger boy to account executive.

او فردی خودراه بود که از یک پسر پیام‌آور تا مدیر حساب، ترقی کرد.

Yeast that can use starch directly, except for Endomycopsis and Trichosporon spp. was isolated from Lin-fan rice wine starter during the saccharification.

خمیر مایه ای که می تواند به طور مستقیم از نشاسته استفاده کند، به جز Endomycopsis و Trichosporon spp. در طول فرآیند شیرین سازی از شروع کننده شراب برنج لین فان جدا شد.

The issue whether starter N will increase nodulation and BNF is, however, complicated by several factors.

با این حال، این موضوع که آیا شروع کننده N باعث افزایش گره زایی و تثبیت نیتروژن می شود یا خیر، به دلیل عوامل متعددی پیچیده است.

The menu ranges from starters like Smoked Haddock Brandade or Salad to Paupiette of Salmon or Whole Bones Poussin for main courses, or straight burgers for the more down-to-earth diners.

منوی غذا از پیش‌غذاهایی مانند براندی هادوک دودی یا سالاد تا پائوپیتت سالمون یا پوسین استخوان کامل برای دورهای اصلی، یا همبرگرهای ساده برای کسانی که به زمین بیشتر نزدیک هستند، متغیر است.

The menu ranges from starters like Smoked Haddock Brandade or Oriental Duck Salad to Paupiette of Salmon or Whole Bones Poussin for main courses, or straight burgers for the more down-to-earth diners.

منوی غذا از پیش‌غذاهایی مانند براندی هادوک دودی یا سالاد اردک شرقی تا پائوپیتت سالمون یا پوسین استخوان کامل برای دورهای اصلی، یا همبرگرهای ساده برای کسانی که به زمین بیشتر نزدیک هستند، متغیر است.

نمونه‌های واقعی

Edward Thomas was a late starter to poetry.

ادوارد توماس یک شروع دیر هنگام به شعر بود.

منبع: The Economist - Arts

Me too can be a conversation starter or it can be the whole conversation.

من هم می‌توانم شروع یک مکالمه باشم یا اینکه کل مکالمه را تشکیل دهم.

منبع: Listening Digest

As an athlete, Singh was a late starter.

همچون یک ورزشکار، سینگ یک شروع دیر هنگام بود.

منبع: BBC Listening Compilation March 2017

They were designed, built as starter homes, marketed as starter homes.

آنها به عنوان خانه‌های شروع طراحی، ساخته و به عنوان خانه‌های شروع بازاریابی شدند.

منبع: The Washington Post

Well, for starters, you can wipe that disgusting smirk off your face.

خب، برای شروع، می‌توانید آن پوزخند زننده را از روی صورتتان پاک کنید.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 1

For starters, a whole lot of dying.

برای شروع، مقدار زیادی مرگ.

منبع: PBS Fun Science Popularization

Welcome to Washington, for starters. Thank you.

به واشنگتن خوش آمدید، برای شروع. متشکرم.

منبع: NPR News September 2021 Compilation

BILL RUSSELL: We're getting tons of hate mail because we had three black starters.

بیل راسل: ما توده ای از نامه های نفرت انگیز دریافت می کنیم زیرا ما سه بازیکن اصلی سیاه پوست داشتیم.

منبع: What it takes: Celebrity Interviews

For starters, it was very expensive to operate.

برای شروع، اداره آن بسیار گران بود.

منبع: Wall Street Journal

For starters, they said my credit history was not good enough.

برای شروع، آنها گفتند سابقه اعتباری من به اندازه کافی خوب نیست.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید