dwell

[ایالات متحده]/dwel/
[بریتانیا]/dwel/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. اقامت کردن، زندگی کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

dwell in

سکونت در

dwell on

تامل کردن در مورد

dwell time

زمان ماندگاری

dwell upon

تامل کردن در مورد

جملات نمونه

dwell in sb.'s mind

در ذهن کسی ماندن

Man is a dweller on the earth.

انسان ساکن زمین است.

the soul, that dwells within your dust.

روح، که در غبار شما ساکن است.

Those two men are dwelling with us.

آن دو مرد با ما زندگی می کنند.

A philosopher dwells in the realm of ideas.

یک فیلسوف در قلمرو ایده ها زندگی می کند.

A near friend is better than a far-dwelling kinsman.

یک دوست نزدیک بهتر از یک خویشاوند دور است.

It’s morbid to dwell on cemeteries and such like.

تامل در مورد кладбище و موارد مشابه، болезненный است.

groups of gypsies still dwell in these caves.

گروه‌های کولی‌ها هنوز در این غارها زندگی می‌کنند.

a city dweller who didn't keep a car.

یک ساکن شهر که ماشین نداشت.

Defensibility is a necessary character of excellent dwelling environment.

دفاع‌پذیری یک ویژگی لازم از محیط زندگی عالی است.

dwelled on her defeat;

در مورد شکست او فکر کرد.

I've got better things to do than dwell on the past.

من کارهای بهتری برای انجام دارم تا در مورد گذشته فکر کنم.

she let her eyes dwell on them for a moment.

چشمانش را برای لحظه‌ای روی آنها ثابت کرد.

we pray that we may evermore dwell in him and he in us.

ما دعا می‌کنیم که همیشه در او و او در ما ساکن باشیم.

moonlight flits from one insalubrious dwelling to another.

تاب ماه از یک مکان ناسالم به مکان دیگر می‌پرد.

What the old headmaster said at the graduation ceremony dwells in my mind.

آنچه مدیر مدرسه پیر در مراسم فارغ التحصیلی گفت، در ذهنم است.

kept dwelling on what went wrong.See Synonyms at brood

به آنچه اشتباه پیش رفته بود ادامه داد. برای یافتن مترادف‌ها به brood مراجعه کنید

نمونه‌های واقعی

There's no need to dwell on it.

نیازی نیست در آن غرق شویم.

منبع: Learn business English with Lucy.

Well, we won't dwell on it.

خب، ما در آن غرق نخواهیم شد.

منبع: Deadly Women

We have got to not be dwelling on the past.

ما نباید در گذشته غرق شویم.

منبع: PBS Interview Social Series

That is a big and tortuous topic, and she does not dwell on it.

این یک موضوع بزرگ و پیچیده است و او در آن غرق نمی شود.

منبع: The Economist (Summary)

For a certain reader, the chance to dwell in an alternate reality will be enough.

برای خواننده ای خاص، فرصت زندگی در یک واقعیت جایگزین کافی خواهد بود.

منبع: Time

How it swells, how it dwells on the future!

چقدر متورم می شود، چقدر در مورد آینده فکر می کند!

منبع: British Original Language Textbook Volume 6

Most asteroids dwell between the orbits of Mars and Jupiter.

اکثر سیارک ها بین مدار مریخ و مشتری ساکن هستند.

منبع: The Economist - Technology

It does not do to dwell on dreams and forget to live, remember that.

خوب نیست که در رویاها غرق شویم و فراموش کنیم که زندگی کنیم، به خاطر داشته باشید.

منبع: Harry Potter and the Sorcerer's Stone

The respondent said I think you should not dwell on it for too long.

پاسخگو گفت فکر می کنم نباید زیاد در آن غرق شوید.

منبع: TOEFL Speaking Preparation Guide

Actually what it says here is that the badgers have dwelt there for generations!

در واقع، آنچه در اینجا گفته می شود این است که نسل هاست که خرس ها در آنجا زندگی می کنند!

منبع: Yes, Minister Season 1

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید