lived happily
شاد زندگی کرد
lived alone
تنها زندگی کرد
lived well
خوب زندگی کرد
lived long
طولانی زندگی کرد
lived here
اینجا زندگی کرد
lived there
آنجا زندگی کرد
lived together
همراه زندگی کردند
lived free
آزاد زندگی کرد
lived life
زندگی کرد
lived dreams
در رویاها زندگی کرد
she lived a happy life in the countryside.
او یک زندگی شاد در روستا داشت.
they lived next door for many years.
آنها سالها در خانهی مجاور زندگی کردند.
he lived in paris before moving to london.
او قبل از نقل مکان به لندن در پاریس زندگی میکرد.
we lived through a difficult time together.
ما در کنار هم دوران سختی را پشت سر گذاشتیم.
she lived her dreams by traveling the world.
او با سفر در سراسر جهان، به دنبال رویاهایش رفت.
they lived in harmony with nature.
آنها در صلح و هماهنگی با طبیعت زندگی میکردند.
he lived a life full of adventure.
او زندگی پرماجراجویی داشت.
she lived to tell the tale of her experiences.
او زندگی کرد تا داستان تجربیاتش را تعریف کند.
we lived in a small town by the sea.
ما در یک شهر کوچک کنار دریا زندگی میکردیم.
he lived in a world of his own imagination.
او در دنیای تصورات خودش زندگی میکرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید