abided

[ایالات متحده]/[ˈaɪdɪd]/
[بریتانیا]/[ˈaɪdɪd]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (گذشته فعل abide)تحمل کردن؛ تحمل کردن؛ با رعایت کردن؛ پایبند بودن؛ در یک مکان ماندن.

عبارات و ترکیب‌ها

abided by the rules

رعایت قوانین

abided faithfully

به طور وفاداره

abided strictly

به طور دقیق

abided closely

به طور صمیمی

abided schedule

برنامه زمانبندی

جملات نمونه

the company abided by all safety regulations.

شرکت به تمام مقررات ایمنی پایبند بود.

we abided by the terms of the contract.

ما به شرایط قرارداد پایبند بودیم.

she abided by her parents' wishes.

او به خواسته های والدینش پایبند بود.

the students abided by the school rules.

دانشجویان به قوانین مدرسه پایبند بودند.

he abided by the speed limit.

او به محدودیت سرعت پایبند بود.

the team abided by the established protocol.

تیم به پروتکل تعیین شده پایبند بود.

the museum abided by copyright laws.

موزه به قوانین حق چاپ پایبند بود.

the organization abided by ethical guidelines.

سازمان به دستورالعمل های اخلاقی پایبند بود.

the judge abided by legal precedent.

قاضی به سابقه قانونی پایبند بود.

the citizens abided by the local ordinances.

شهروندان به مقررات محلی پایبند بودند.

the researchers abided by strict research protocols.

محققان به پروتکل های تحقیقاتی سختگیرانه پایبند بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید