stepsons

[ایالات متحده]/ˈstɛp.sʌnz/
[بریتانیا]/ˈstɛp.sʌnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شکل جمع ناتنی

عبارات و ترکیب‌ها

my stepsons

پسرهای ناپسران من

stepsons' activities

فعالیت‌های پسرهای ناپسر

stepsons' education

آموزش و پرورش پسرهای ناپسر

stepsons' interests

علایق پسرهای ناپسر

two stepsons

دو پسر ناپسر

stepsons' friends

دوستان پسرهای ناپسر

stepsons' needs

نیازهای پسرهای ناپسر

my stepsons'

پسرهای ناپسران من

stepsons' roles

نقش‌های پسرهای ناپسر

stepsons' support

حمایت از پسرهای ناپسر

جملات نمونه

his stepsons are very talented in music.

پسرهای نامادری‌اش بسیار بااستعداد در موسیقی هستند.

she treats her stepsons like her own children.

او با فرزندان نامادری‌اش مانند فرزندان خود رفتار می‌کند.

they often go on trips with their stepsons.

آنها اغلب با فرزندان نامادری‌شان به سفر می‌روند.

his stepsons enjoy playing video games together.

فرزندان نامادری‌اش از بازی کردن بازی‌های ویدیویی با هم لذت می‌برند.

she has a good relationship with her stepsons.

او رابطه خوبی با فرزندان نامادری‌اش دارد.

his stepsons helped him with the house chores.

فرزندان نامادری‌اش به او در کارهای خانه کمک کردند.

they celebrated their stepsons' birthdays together.

آنها تولد فرزندان نامادری‌شان را با هم جشن گرفتند.

his stepsons are learning how to cook.

فرزندان نامادری‌اش در حال یادگیری آشپزی هستند.

she often takes her stepsons to the park.

او اغلب فرزندان نامادری‌اش را به پارک می‌برد.

his stepsons are excited about the upcoming family vacation.

فرزندان نامادری‌اش برای تعطیلات خانوادگی آینده هیجان‌زده هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید