stipes

[ایالات متحده]/ˈstaɪpiːz/
[بریتانیا]/ˈstaɪpiːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قسمت شبیه ساقه یک حشره؛ دمبرگ؛ دومین بخش از اولین جفت پا در سخت‌پوستان و حشرات

عبارات و ترکیب‌ها

stipes and caps

ساقه و کلاهک

stipes of fungi

ساقه قارچ‌ها

stipes are present

ساقه ها وجود دارند

stipes in plants

ساقه در گیاهان

stipes of mushrooms

ساقه قارچ‌ها

stipes are elongated

ساقه ها کشیده شده اند

stipes support caps

ساقه ها از کلاهک ها پشتیبانی می کنند

stipes are flexible

ساقه ها انعطاف پذیر هستند

stipes grow upright

ساقه ها به صورت عمودی رشد می کنند

stipes provide structure

ساقه ها ساختار فراهم می کنند

جملات نمونه

the stipes of the mushroom are quite sturdy.

ساقه قارچ‌ها کاملاً محکم است.

we studied the stipes under a microscope.

ما ساقه‌ها را زیر میکروسکوپ مطالعه کردیم.

stipes are essential for the mushroom's structure.

ساقه‌ها برای ساختار قارچ ضروری هستند.

the chef used stipes in his special dish.

سرآشپز از ساقه‌ها در غذای خاص خود استفاده کرد.

stipes can vary in thickness and length.

ساقه‌ها می‌توانند در ضخامت و طول متفاوت باشند.

some plants have stipes that are very decorative.

برخی از گیاهان دارای ساقه‌هایی هستند که بسیار تزئینی هستند.

identifying the stipes helps in mushroom classification.

شناسایی ساقه‌ها به طبقه‌بندی قارچ‌ها کمک می‌کند.

the stipes of the ferns were covered in dew.

ساقه‌های سرخس در شبنم پوشیده شده بودند.

stipes can be used for medicinal purposes.

می‌توان از ساقه‌ها برای اهداف دارویی استفاده کرد.

collecting stipes requires careful handling.

جمع‌آوری ساقه‌ها نیاز به مراقبت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید