stomaches

[ایالات متحده]/ˈstʌməkɪz/
[بریتانیا]/ˈstɑːməkɪz/

ترجمه

n. جمع فرم معده؛ شکم؛ اشتها؛ خواسته

عبارات و ترکیب‌ها

stomaches ache

شکم‌ها درد می‌کنند

stomaches hurt

شکم‌ها درد می‌کنند

stomaches growl

شکم‌ها غرغر می‌کند

stomaches rumble

شکم‌ها غرش می‌کند

stomaches upset

شکم‌ها آشفته است

stomaches full

شکم‌ها سیر است

stomaches grumble

شکم‌ها غرغر می‌کند

stomaches swell

شکم‌ها متورم می‌شوند

stomaches cramp

شکم‌ها دچار گرفتگی می‌شوند

stomaches discomfort

آسایش شکم

جملات نمونه

my stomachs often hurt after eating too much.

بعد از خوردن زیاد، معده‌های من اغلب درد می‌کنند.

some people have sensitive stomachs and can't eat spicy food.

برخی از افراد معده حساسی دارند و نمی‌توانند غذوی تند بخورند.

the doctor said that stress can cause stomachs to ache.

پزشک گفت که استرس می‌تواند باعث درد معده شود.

he has two stomachs, one for food and one for dessert.

او دو معده دارد، یکی برای غذا و یکی برای دسر.

after the meal, we all sat back and rubbed our stomachs.

بعد از غذا، همه نشستیم و شکم‌هایمان را مالش دادیم.

some animals have multiple stomachs for digestion.

برخی از حیوانات برای هضم غذا، معده‌های متعددی دارند.

she felt butterflies in her stomachs before the presentation.

قبل از ارائه، او احساس کرد که در معده‌اش پروانه‌ها می‌رقصند.

eating too quickly can upset your stomachs.

خوردن خیلی سریع می‌تواند معده‌های شما را ناراحت کند.

he complained that his stomachs were making strange noises.

او شکایت کرد که معده‌هایش صداهای عجیبی تولید می‌کنند.

children often have upset stomachs due to anxiety.

کودکان اغلب به دلیل اضطراب دچار ناراحتی معده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید