stoplights

[ایالات متحده]/ˈstɒp.laɪts/
[بریتانیا]/ˈstɑːp.laɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. چراغ‌های ترافیکی استفاده شده برای کنترل جریان وسایل نقلیه؛ چراغ‌های عقب قرمز یا چراغ‌های ترمز بر روی یک وسیله نقلیه

عبارات و ترکیب‌ها

red stoplights

چراغ‌های قرمز

green stoplights

چراغ‌های سبز

yellow stoplights

چراغ‌های زرد

stoplights ahead

چراغ‌های جلو

stoplights change

تغییر چراغ‌ها

stoplights blinking

چراغ‌های چشمک‌زن

stoplights control

کنترل چراغ‌ها

stoplights position

موقعیت چراغ‌ها

stoplights timing

زمان‌بندی چراغ‌ها

stoplights malfunction

خرابی چراغ‌ها

جملات نمونه

stoplights control traffic flow at intersections.

چراغ‌های راهنمایی جریان ترافیک را در تقاطع‌ها کنترل می‌کنند.

always obey the stoplights to ensure safety.

همیشه از چراغ‌های راهنمایی پیروی کنید تا از ایمنی اطمینان حاصل کنید.

when the stoplights turn red, you must stop.

وقتی چراغ‌های راهنمایی قرمز می‌شوند، شما باید توقف کنید.

drivers often get frustrated by malfunctioning stoplights.

رانندگان اغلب به دلیل خرابی چراغ‌های راهنمایی ناامید می‌شوند.

pedestrians should wait for the stoplights to change.

پیاده‌روها باید منتظر تغییر چراغ‌های راهنمایی بمانند.

some cities have smart stoplights that adjust to traffic.

برخی از شهرها چراغ‌های راهنمایی هوشمند دارند که با توجه به ترافیک تنظیم می‌شوند.

stoplights are essential for managing busy intersections.

چراغ‌های راهنمایی برای مدیریت تقاطع‌های شلوغ ضروری هستند.

ignoring stoplights can lead to serious accidents.

نادیده گرفتن چراغ‌های راهنمایی می‌تواند منجر به تصادفات جدی شود.

during rush hour, stoplights can cause delays.

در ساعات شلوغی، چراغ‌های راهنمایی می‌توانند باعث تاخیر شوند.

some stoplights have countdown timers for pedestrians.

برخی از چراغ‌های راهنمایی تایمر شمارش معکوس برای عابرین پیاده دارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید