streeter

[ایالات متحده]/ˈstriːtə(r)/
[بریتانیا]/ˈstriːtər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نام خانوادگی انگلیسی؛ یک متغیر از Street؛ همچنین نام جایگاهی در آمریکایی.
شکل‌های واژه
جمعstreeters

عبارات و ترکیب‌ها

old streeter

کسی که از قدیم در خیابان زندگی می‌کند

local streeter

کسی که در محله خاصی زندگی می‌کند

true streeter

کسی که واقعی و اصیل خیابان است

streeter life

زندگی کسی که در خیابان زندگی می‌کند

streeter crowd

گروهی از کسانی که در خیابان زندگی می‌کنند

streeters' corner

گوشه کسانی که در خیابان زندگی می‌کنند

young streeter

کسی که جوان و در خیابان زندگی می‌کند

streeter talk

گفتگوی کسانی که در خیابان زندگی می‌کنند

hardened streeter

کسی که در خیابان زندگی کرده و سخت‌گیر است

streeter speak

زبان کسانی که در خیابان زندگی می‌کنند

جملات نمونه

the documentary follows a street hustler trying to survive in the big city.

این مستند فیلم دنبال یک فروشنده خیابانی است که در تلاش برای زنده ماندن در شهر بزرگ است.

every weekend, street racers gather at the abandoned industrial park to test their cars.

هر هفته، رانندگان خیابانی در پارک صنعتی ترکیده جمع می‌شوند تا ماشین‌هایشان را آزمایش کنند.

the street artist used vibrant colors to paint a massive mural on the brick wall.

هنرمند خیابانی از رنگ‌های زیبایی برای نقاشی یک دیوار بزرگ روی دیوار گچی استفاده کرد.

we bought some delicious food from the street vendor near the subway station.

ما چند غذای لذیذ را از فروشنده خیابانی نزدیک ایستگاه مترو خریدیم.

children enjoy playing street hockey in the quiet suburban neighborhood after school.

پس از مدرسه، کودکان لذت می‌برند در بازی هاکی خیابانی در محله‌های مسکونی آرام.

walking down the dark alley at night, she felt like a vulnerable street walker.

در طول راه رفتن در خیابان تاریک در شب، او احساس می‌کرد یک پیاده‌رو خیابانی آسیب‌پذیر است.

the new fashion collection was inspired by the raw style of street wear.

مجموعه مد جدید از سبک خام لباس‌های خیابانی الهام گرفته شده است.

local street musicians performed catchy tunes that attracted a large crowd of tourists.

موسیقی‌دانان محلی خیابانی آهنگ‌های جذابی اجرا کردند که جمع زیادی از گردشگران را جذب کرد.

the police officer specialized in cracking down on illegal street gambling operations.

ضابط پلیس متخصص در شکستن فعالیت‌های قمار خیابانی غیرقانونی بود.

smart street lighting can automatically adjust brightness based on pedestrian traffic.

نور خیابانی هوشمند می‌تواند روشنایی را به طور خودکار بر اساس ترافیک پیاده‌روی تنظیم کند.

he learned most of his fighting skills as a young street brawler in brooklyn.

او بیشتر مهارت‌های مبارزه خود را در سن جوان به عنوان یک مبارز خیابانی در برکلین یاد گرفت.

the street preacher shouted passionately about the need for spiritual redemption.

پیاده‌روی که در خیابان خطبه می‌داد با شوقی زیاد درباره نیاز به تجدید روحی سخن گفته است.

a street map of the historic district is available at the visitor center.

یک نقشه خیابانی از منطقه تاریخی در مرکز بازدیدگر موجود است.

the city council decided to widen the street pavement to accommodate more cafes.

شورای شهر تصمیم گرفت پیادرو خیابان را گسترده‌تر کند تا بیشتر کافه‌ها را جای دهد.

main street retailers are struggling to compete with the rise of e-commerce.

فروشندگان خیابان اصلی با رقابت با افزایش فروش الکترونیکی درگیر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید