strews flowers
پراکنده کردن گل
strews seeds
پراکنده کردن بذر
strews debris
پراکنده کردن زباله
strews dust
پراکنده کردن گرد و غبار
strews leaves
پراکنده کردن برگ
strews papers
پراکنده کردن کاغذ
strews confetti
پراکنده کردن کنفتی
strews rocks
پراکنده کردن سنگ
strews crumbs
پراکنده کردن خرده نان
strews petals
پراکنده کردن گلبرگ
the child strews toys all over the living room.
کودک اسباببازیها را در سراسر اتاق نشیمن پخش میکند.
she strews flower petals along the aisle for the wedding.
او گلبرگها را در طول راهرو برای عروسی پخش میکند.
the gardener strews seeds in the garden every spring.
باغبانی هر سال بهار، بذرها را در باغ پخش میکند.
he strews his clothes around the room without a care.
او لباسهایش را بدون توجه در اطراف اتاق پخش میکند.
the artist strews paint across the canvas in a wild manner.
هنرمند به روشی دیوانه وار رنگ را روی بوم پخش میکند.
during the festival, they strews confetti in the air.
در طول جشنواره، آنها کنفتی را در هوا پخش میکنند.
she strews breadcrumbs to attract the birds.
او برای جذب پرندگان، خرده نان پخش میکند.
the wind strews leaves across the park.
باد برگها را در سراسر پارک پخش میکند.
he always strews his thoughts in his journal.
او همیشه افکار خود را در دفترچه یادداشتش مینویسد.
at the party, she strews decorations everywhere.
در مهمانی، او تزئینات را همه جا پخش میکند.
strews flowers
پراکنده کردن گل
strews seeds
پراکنده کردن بذر
strews debris
پراکنده کردن زباله
strews dust
پراکنده کردن گرد و غبار
strews leaves
پراکنده کردن برگ
strews papers
پراکنده کردن کاغذ
strews confetti
پراکنده کردن کنفتی
strews rocks
پراکنده کردن سنگ
strews crumbs
پراکنده کردن خرده نان
strews petals
پراکنده کردن گلبرگ
the child strews toys all over the living room.
کودک اسباببازیها را در سراسر اتاق نشیمن پخش میکند.
she strews flower petals along the aisle for the wedding.
او گلبرگها را در طول راهرو برای عروسی پخش میکند.
the gardener strews seeds in the garden every spring.
باغبانی هر سال بهار، بذرها را در باغ پخش میکند.
he strews his clothes around the room without a care.
او لباسهایش را بدون توجه در اطراف اتاق پخش میکند.
the artist strews paint across the canvas in a wild manner.
هنرمند به روشی دیوانه وار رنگ را روی بوم پخش میکند.
during the festival, they strews confetti in the air.
در طول جشنواره، آنها کنفتی را در هوا پخش میکنند.
she strews breadcrumbs to attract the birds.
او برای جذب پرندگان، خرده نان پخش میکند.
the wind strews leaves across the park.
باد برگها را در سراسر پارک پخش میکند.
he always strews his thoughts in his journal.
او همیشه افکار خود را در دفترچه یادداشتش مینویسد.
at the party, she strews decorations everywhere.
در مهمانی، او تزئینات را همه جا پخش میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید