strumas

[ایالات متحده]/ˈstruː.məs/
[بریتانیا]/ˈstruː.məs/

ترجمه

n. بزرگ شدن غده تیروئید; تومور; (Struma) یک نام شخصی; (S) Struma

عبارات و ترکیب‌ها

strumas effect

اثر استرموس

strumas theory

نظریه استرموس

strumas model

مدل استرموس

strumas phenomenon

پدیده استرموس

strumas analysis

تجزیه و تحلیل استرموس

strumas study

مطالعه استرموس

strumas pattern

الگوی استرموس

strumas data

داده‌های استرموس

strumas process

فرآیند استرموس

strumas framework

چارچوب استرموس

جملات نمونه

strumas can be a sign of an underlying health issue.

تورم غددی می‌تواند نشانه‌ای از یک مشکل سلامتی زمینه‌ای باشد.

many people are concerned about strumas in their family history.

بسیاری از افراد نگران ابتلا به تورم غددی در سابقه خانوادگی خود هستند.

doctors often recommend regular check-ups for strumas.

پزشکان اغلب معاینات منظم برای تشخیص تورم غددی را توصیه می‌کنند.

strumas can affect hormone levels in the body.

تورم غددی می‌تواند سطح هورمون‌ها را در بدن تحت تأثیر قرار دهد.

there are various treatments available for strumas.

درمان‌های مختلفی برای تورم غددی وجود دارد.

some people may not notice any symptoms of strumas.

برخی از افراد ممکن است متوجه نشوند که علائم تورم غددی وجود دارد.

strumas can sometimes lead to difficulty swallowing.

تورم غددی گاهی اوقات می‌تواند منجر به مشکل در بلع شود.

it is important to monitor strumas for changes over time.

نظارت بر تورم غددی برای تغییرات در طول زمان مهم است.

strumas may require surgery if they become too large.

ممکن است در صورت بزرگ شدن بیش از حد، تورم غددی نیاز به جراحی داشته باشد.

understanding strumas is essential for proper diagnosis.

درک تورم غددی برای تشخیص صحیح ضروری است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید